• موضوعات مطالب

  • آمار بازدید

    • 447,482 بازدید
  • تعداد افراد آنلاين

    website stats

تعبير خواب خاتمي و معاون وزير احمدي نژاد – سیلوهای ذخیره ارزی

78966555خاتمي خواب ديد كه « چهار بشكه ‌قرمز كه مي‌رقصيدند يك گالن و سه پيت نفت را بلعيدند. خواب‌گزاران اقتصادي خواب خاتمي را چنين تعبير كردند… معاون وزير نفتِ احمدي‌نژاد، خواب ديد كه سه تانكر نفت با رقص و پايكوبي و همراه با ساز و آواز از دور نمايان شدند و آسمان شروع كرد به باريدن دلار

متن كامل

پرويز گراوند: هفته نامه سيمرة

 هنوز چند ماهي از شروعِ رياست جمهوريِ خاتمي نگذشته بود كه خاتمي خواب ديد كه «يك گالن و سه پيت نفت كه رنگشان زرد بود از دور نمايان شده و به او زبان در ‌آورند و ‌خنديدند. سپس چهار بشكه ‌قرمز كه مي‌رقصيدند از دور پيدا و به گالن و پيت‌ها نزديك شده و آن‌ها را بلعيدند و چهار پارچ ماالشعير نيز روي آن‌ها نوشيدند.»

 خاتمي سراسيمه از خواب برخاست و صبح كله‌ي سحر به همراه وزيرانش به دانشكده‌ها‌ي اقتصاد و نزدِ خواب‌گزاران اقتصادي شتافت. خواب‌گزار اعظمِ اقتصادي كه احتمالاً مرحوم دكتر حسين عظيمي بود، ساير خواب‌گزاران اقتصادي را به مشورت خواند. خواب‌گزاران گفتند كه بايد خواب‌گزارانِ «اقتصاد انرژي» اين خواب را تعبير كنند.

سپس خاتمي دو سه ماه به خواب‌گزاران اقتصاد انرژي و ساير خواب‌گزاران اقتصادي فرصت داد كه خواب او را تعبير كنند. خاتمي تهديد كرد اگر نتوانند خواب او را تعبير كنند؛ از آن‌ها خواهش خواهد كرد كه دوباره سعي خود را بكنند!. يك ماه بعد خواب‌گزاران اقتصادي و خواب‌گزاران اقتصاد انرژي به نزد خاتمي آمدند. خاتمي به آن‌ها لبخند زد و گفت: من سررشته‌اي در تعبير خواب اقتصادي ندارم و هر چه شما بگوييد به آن عمل خواهم كرد. خواب‌گزاران اقتصادي و اقتصاد انرژي خواب خاتمي را چنين تعبير كردند: «آن سه پيت و يك گالنِ زرد رنگ نشانه‌ي چهار سال ارزان بودن قيمت نفت در بازار جهاني است و آن گالنِ هشت ليتري نشانه‌ي اين است كه قيمت نفت در يكي از آن سال‌ها به بشكه‌اي هشت دلار مي‌رسد كه نشان دهنده‌ي‌ وخامت اوضاع است. خوابگزاران گفتند: آن چهار بشك‌يه قرمز كه آن سه پيت و يك گالن نفت را بلعيده‌اند، نشانه‌ي افزايشِ نسبيِ قيمتِ نفت به مدت چهار سال است. لذا كشور در چهار سال اول رياست جمهوريِ شما با ارزاني نفت و در چهار سال دوم با افزايشِ نسبيِ قيمتِ نفت مواجه است!

 خاتمي گفت: «واقعاً تعبير زيبايي بود و تعبير خواب من چيزي جز آن‌كه شما مي‌گوييد نيست و من مطمئنم شما كه اين خواب را به اين خوبي و زيبايي تعبير كرديد؛ حتماً مي‌توانيد راه حل مناسبي نيز براي آن ارايه كنيد.» خوابگزاران اقتصادي كه اشتياق خاتمي را براي استفاده از تخصصِ خوابگزاريِ خود ديدند، به دانشكده‌هاي خوابگزاريِ خود رفتند و ماه‌ها روي درخواست خاتمي رطل و اصطرلاب فرمول‌هاي اقتصاد نظري را به هوا انداخته و از تجربيات خوابگزاران كشورهاي ديگر استفاده كردند و سپس با هم مشورت نموده و دوباره نزد خاتمي آمدند و گفتند:

«درود بر كسي كه قرار است گفت‌وگويِ تمدن‌ها را پايه‌گذاري كند». خاتمي گفت: «درود بر شما!» خوابگزاران گفتند: «بايستي در چهار سال اول صبر پيشه كنيد و انضباطِ اقتصادي به خرج بدهيد و در چهار سال دوم كه بشكه‌ها پيت‌ها را مي‌بلعند و نفت در بازار جهاني گران مي‌شود، توبره‌ي بسيار بزرگي تهيه كنيد تا مقداري از درآمد حاصل از فروش نفت در آن توبره ذخيره شود تا اگر روزي باز هم پيت‌ها بشكه‌ها را بلعيدند؛ از ذخيره‌هاي آن كيسه استفاده شود و مملكت با مشكل مواجهه نشود.»

خاتمي آن‌ها را تحسين كرد و دستور داد كه آن توبره را بدوزند. آن توبره بعدها به «صندوق ذخيره‌ي ارزي» و در دوره‌‌ي اصول‌گرايي به «حيات خلوت دولت» و بعدترها به «زيرزميني دولت» معروف خواهد شد. اما هنوز خاتمي در دوران پيت‌هاي زرد به سر مي‌برد و هنوز بشكه‌ها پيت‌ها را نبلعيده بودند، كه نوبت به آن گالنِ هشت ليتريِ لعنتي رسيد و قيمت نفت تا هشت دلار پايين آمد و ديگر چيزي نمانده بود كه استخراج نفت به صرفه نباشد. لذا مشكلات اين‌قدر زياد بود كه بعضي‌از كارشناسان پيشنهاد كردند كه دولت براي پرداخت حقوق كاركنانِ خود، از بانك مركزي كشور وام بگيرد. با اين‌كه خاتمي قصد نداشت اين كار را بكند و اين كار را هم نكرد، يكي از خوابگزاران سياسي جناح آن طرفي به نام «محمدجواد لاريجاني» كه حتي در خوابگزاري سياسي كه تخصص خودش بود، پي در پي اشتباه مي‌كرد تا چه رسد به خوابگزاري اقتصادي يا اجتماعي، در يك سخنراني در شهر مشهد دولت خاتمي را به بي‌لياقتي و خيانت متهم كرد و او را با دولت‌هاي قاجار و اين كار را كه اصلاً انجام نشده بود با قرارداد تركمان‌چاي و تركمان‌قند مقايسه كرد و فريادِ وا اسفا سر داد.

 بالاخره بشكه‌هاي قرمز رنگ رسيدند و پيت‌هاي زرد رنگ را بلعيدند و «توبره ذخيره ارزي» به شدت دلار در شكمش ذخيره مي‌كرد و زماني كه خاتمي با آن توبره خداحافظي كرد، آن توبره ده‌ها ميليارد دلار چاق و چله شده بود. البته نه آقاي احمدي‌نژاد و حتي نه وزير نفتِ محترم ايشان، بلكه معاون وزير نفتِ ايشان چند ماه پس از شروع دوره‌ي اصول‌گرايي و رياست جمهوري آقاي احمدي‌نژاد، خواب ديد كه ابتدا سه تانكر نفت با رقص و پايكوبي و همراه با ساز و آواز از دور نمايان شدند و آسمان شروع كرد به باريدن دلار. آن‌قدر دلار از آسمان باريد كه چشم حسود كور شد. سپس يك بشكه در حالي‌كه با سرعت زياد مي‌غلتيد از يك تپه سرازير شد و يه آن سه تانكر نزديك گشت و در يك چشم به هم زدن هر سه تاي آن‌ها را بلعيد.

 معاون وزير نفت پس از ديدن اين خوابِ عجيب، ساعت يازده ظهر از خوابِ خوش بلند شد و پس از صرف صبحانه يادش آمد كه ديشب خواب عجيبي ديده است. به خودش گفت ان‌شا‌الله خير است بي‌خيال! سپس بي‌خيال شد و چند ماه بعد به طور اتفاقي وزيرِ نفت را در جريانِ خواب خود قرار داد. سپس او و وزير حسابي به اين خوابِ بامزه خنديدند و وزير هم بي‌خيال شد. چند ماه بعدتر، موضوع خوابِ آقاي معاونِ وزير به صورت اتفاقي به بالاتر رسيد و هم‌چنان باز هم به آن خواب خنديدند و «بي‌خيالي» چه‌قدر با حال بود. دوره‌ي تانكرها از همان ابتداي كار دولت شروع شده بود و دولت از دلارهايي كه در آن تانكرها بود حسابي خرج مي‌كرد و هر مبلغي از آن تانكرها سرريز مي‌شد و داخل توبره‌ي ذخيره‌ي ارزي مي‌افتاد، دولت آن را هم خرج مي‌كرد.

 تا اين‌كه پنجاه و هفت نفر از خوابگزاران اقتصادي دانشكده‌هاي مختلف، خوابِ جنابِ معاونِ وزيرِ نفت را تعبير كردند و در «تعبيرنامه‌ي» كه آن را براي دولت فرستادند، نوشتند كه « مبلغ بيش‌تري از دلارهاي داخل آن تانكرها به داخل «توبره ذخيره‌ي ارزي» واريز شود و زماني كه آن مبلغ واريز شد مجدداً برداشت نشود. زيرا قيمت نفت به همين منوال نخواهد ماند و «سالِ بشكه» و «سال‌هايِ بشكه‌اي» فرا خواهند رسيد و توبره ذخيره‌ي ارزي براي آن دوره نگه‌داري شود.» ولي دولت آن پنجاه و هفت خوابگزار را به بي‌سوادي و بي‌انصافي و حسادت و كارشكني و چندين صفت با حالِ ديگر متهم كرد و آن‌ها را به مناظره‌ي اقتصادي در تلويزيون فرا خواند. آن ۵۷ نفر كه كارشان تعبيرِ خواب‌هايِ اقتصادي بود در جواب گفتند باباجون ما «چيزِ» كي باشيم كه بخواهيم مناظره‌ي اقتصادي بكنيم ما فقط خواستيم كه دولت كاري نكند كه در سال‌هاي آينده تورم حال مستضعفان عزيز را بگيرد. يك سال از شروع تانكرها گذشته بود و از آسمان ايران و اوپك يك‌سره دلار مي‌باريد و دولت نيز با تمام توان و ناتواني خود خرج مي‌كرد و خرج مي‌كرد.

دولت در اين موقع به كشف جديدي نيز رسيده بود كه در دنياي اقتصاد سابقه نداشت! دولت مدعي بود كه بين حجم نقدينگي و تورم رابطه‌اي وجود ندارد!!! لذا چاپ پول بدون توجه به رشد اقتصادي، هيچ اشكالي نداشت!!!. اين كشف عظيم و تكان دهنده به معناي اين بود كه علم اقتصاد از فيزيوكرات‌ها تا كلاسيك‌ها و نئوكلاسيك‌ها يعني كشك! و اقتصاددانان از آدام اسميت تا رجب‌علي مزروعي يعني پشم!. دولت هم‌چنان به توصيه‌هاي خوابگزاران اقتصادي مستقل بي‌اعتنا بود و كار خودش را مي‌كرد. سال دوم شروع شد و تورم مانند بارشِ دلار كه در خواب جناب معاون وزير اتفاق افتاد، آسمان اقتصاد كشور را در برگرفت و مستضعفين براي چندمين بار متوجه شدند كه براي اصلاح امور مملكت، علاوه بر خواستن و شعار؛ دانستن و توانستن نيز ضرورت دارد

. خوابگزاران اقتصاديِ جناحِ دولت كه در مجلس و كابينه بودند نيز از بس كه به دولت توصيه كردند و هشدار دادند و دولت گوش نكرد؛ خسته شدند و از ترس اين‌كه فردا پس از پايان عمرِ اين دولت، دانشجويانشان آن‌ها را شريك عملكرد دولت دانسته و يا عملكرد دولت را به حساب مشاوره‌هاي آنها بگذارند و به كلاسِ درس راهشان ندهند؛ دو گروه شدند. يك گروه مثل خوش‌چهره، سبحاني، توكلي و … از دولت فاصله گرفتند و با انتقاد از رويكردِ دولت، به دانشجويانشان فهماندند كه الفباي اقتصاد را مي‌دانند. گروه ديگر مثل دانش جعفري، شيباني، مظاهري و … كه در كابينه بودند، از دولت فاصله نگرفتند بلكه فرار كردند تا مبادا فردا دانشجويانشان جزوه‌ها را توي سرشان بكوبند.

بالاخره رئيس‌جمهور در يك سخنراني گفت:« قيمت نفت ديگر از بشكه‌اي صد دلار پايين‌تر نخواهد آمد.» بيش از يك سال از اين حرف نگذشته كه سالِ بشكه شروع شد و قيمت سبد نفتي اوپك به بشكه‌اي سي وهفت دلار رسيد. حالا ديگر سه سالِ «تانكر نشان» سپري شده‌اند و چيز زيادي هم در داخل «توبره‌ي ذخيره ارزي» نيست. در اواخر تابستان و اوايل پاييز امسال، براي بستن قيمت نفت در «پيش‌نويس» لايحه‌ي بودجه‌ي سال ۱۳۸۸، دولت رقم پيشنهادي پنجاه و پنج تا شصت دلار را مطرح كرده بود. هنوز بيش از سه ماه از آن تاريخ نگذشته كه قيمت نفت ايران به كم‌تر از ۳۷ دلار در هر بشكه رسيده است. با اين‌كه وزير نفت و معاونان وي اين روزها نگران سقوط بيش‌تر قيمت نفت در تابستان آينده هستند، قيمت چهل تا پنجاه دلار را براي نفت در بودجه‌ي آينده پيشنهاد مي‌كنند كه در اين صورت «ته مانده‌ي» «توبره‌ي ذخيره ارزي» حتي كفافِ كسريِ هشت ماه قيمتِ نفت را در سال آينده نمي‌دهد.

در نتيجه يك تيم جوان و پرنشاط و شجاع نتوانسته‌اند با سه تانكر بزرگ به جنگ يك بشكه‌ي كوچك بروند. رئيس‌جمهور قرار است مجدداً كانديداي رياست جمهوري شود و قبلاً قول داده‌است كه «قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق كاركنان دولت» را در سال جاري اجرا كند. بر اساس يك نگاهِ كاملاً خوشبينانه و غيرتخصصي، قرار نبود كه قيمتِ نفت از صد دلار پايين‌تر بيايد. ولي يك بشكه‌ي عبوس، تانكرهاي زيباي نفت را بلعيده است. صندوق ذخيره‌ي ارزي هم لاغرتر از زماني است كه به دولت نهم رسيد. لذا دولت مي‌تواند كم‌هزينه‌ترين راه را انتخاب كند و بگويد «قانون نظام هماهنگ…» داراي اشكال است و به بهانه‌ي اصلاح، آن را در قالب لايحه‌ي جديدي به مجلس بفرستند. ولي آن را آن‌چنان دستكاري كند كه مجلس از تصويب آن خودداري نمايد و اين قانون به صورت بلاتكليف در بين زمين و آسمان پا در هوا بماند تا به اين شيوه توپ به زمين مجلس افتاده و كارمندان دولت به اين نتيجه برسند كه مجلس به قانون مذكور رأي نمي‌دهد وگرنه دولت آن را في‌الفور اجرا مي‌كند.

6 پاسخ

  1. يار آمد ياورش باشيم

    مرتضي صارمي

    اكنون در پي اصرار وابرام دلسوزان وخير خواهان جامعه، مرد پر فروغ ايران بار ديگر وارد ميدان انتخابات رياست جمهوري شد .

    سخنان خاتمي در قبل از اعلام حضور وبعد از آن بيانگر سياستمدار هوشمندي است كه رداي قدرت را فقط براي خدمت مي خواهد .او چه زيبا گفت كه آمدنش جاي كسي را تنگ نمي كند .راستي انسان بايد خيلي داراي ظرفيت باشد تا در شرايط سخت دچار تزلزل وعصبيت نباشد.او در سپهر سياست ايران خوب درخشيد وآبروي ايران وايراني را ارتقا بخشيد وامروز آمدنش معادلات را تحت تاثير قرار داده است .بي شك جامعه ايران بدنبال رسيدن به قله هاي پيشرفت است ولذا رقم رمق مي خواهد و او انسان با رمقي است كه با وجود مخالفت اين وآن آمده، پس ياورش باشيم

  2. خيلي جالب نوشته بوديد با شما موافقم اما اگر كمي خلاصه تر مي بود بهتر بود.

  3. دستتون درد نکنه خیلی با حال بود.

  4. خیلی باحال بود و بعضی از خواب های احمدی نزاد و وزیرانش درسته چون انها حاله ای از نور و نابودی امریکا و دیگران را درست پیش بینی کردند افرین به ریس جمهوری که آبروی وتمدن 6000ساله ایران را نابود کردید

  5. بازم خواب می بینن؟

  6. اي بابا دست مريضاد

پاسخ دهید