فرج علی پور واقعیت موسیقی لرستان

ولي يعقوبي – نشريه لور
تنها حلقه اتصال نسل کمانچه نوازان عصر علیرضا حسینخانی، پیرولی کریمی، قوچعلی راچ،
همت علی سالم با نسل جدیدی که امروزه کمانچه می نوازند فرج می باشد وقتی در ملودیهای اکثر هنرمندان کمانچه نواز کنونی سیر می کنیم این مهم کاملا ملموس است که فرج علي پور یگانه عاملی بود که توانست این حلقه مفقوده را ترمیم نماید

استاد فرج علی پور در سردترین ماه سال 1338 در دیار کوه و کمانچه و بلوط یا «همان خرم بهار» پابه عرصه وجود نهاد از اوان کودکی ساز افسانه ای قوم لر یعنی کمانچه را بدون استاد بدست گرفت،  به آسانی آن را آموخت، شیرین نواخت و محشر به پا کرد، در نوجوانی سمت استادی پیدا نمود، بر نواختن این ساز و در کمال فروتنی اما بسیارجسورانه یکه تاز میدان هنر نمایی شد.

             به شیوه ای نو ساز نواخت که خیلی زود ( نماد و سمبل موسیقی لرستان را با تایید اکثریت اساتید و پیشکسوتان این رشته هنری از آن خود ساخت). از زیر بار سنگین سمبل موسیقی لرستان بودن شانه خالی نکرد و بدین سبب موسیقی این دیار، را در بیرون از مرزهای جغرافیایی استان به عرصه نمایش گذاشت.

             استاد به این هم بسنده ننمود بلکه خارج از سرحدات ایران زمین با توانمندی و جسارت و استفاده از تمامی توش و توان خود واگویه های اساطیری موسیقی قوم لر را با کمانچه دست ساز خود در اروپا و آسیا و حتی تا قاره اقیانوسیه به جهانیان شناساند. در این میادین عرضه هنر نمایی بود که تمامی منتقدان حیرت زده و انگشت به دهان مات و مبهوت این همه شایستگی و استعداد بالقوه شدند. که در کوتاه ترین زمان ممکن توسط فرج و بصورت بداهه بالفعل تبدیل می گردد و به خاطر این ویژگی ها «لطف ساز فرج» دوصد چندان می شود و به لحاظ همین حسن سلیقه و مهارت در شیوه نوازندگی استاد در موسیقی لری ، نقطه عطفی از نوازندگی جدید در لرستان پدیدار گشت که با جرات  می توان گفت فرج سبکی مخصوص به خود دارد که لازم است به نام  «سبک فرج» نامیده شود.

            در دستاوردهای ارائه شده استاد علي پور خصوصاً در سالهای اخیر نگرشی دارد بر آثار هنری نه چندان دور در زمانی که وادی موسیقی محلی و مقامی لري چهره های بی بدیلی در هنر نمایی و اثرگذاری بخود دیده بود. هنرمندان گمنام و بی توقعی که کلاس هنر را در مکتب بزرگان خانواده آموخته بودند بی هیچ مددی از ادیبان موسیقی مدرن و کلاسیک.

             اما همین هنرمندان گمنام چه زیباتر می نواختند از مدعیان کلاس رفته و دوره دیده در مراکزآکادمیک. و شگفت انگیز تر اینکه تنها منابع قابل دسترسی و کانون قدرت آنها جهت اوج گرفتن در آسمان موسیقی لرستان ، تنها انتقال سینه به سینه و نسل به نسل بود و لاغیر، و بسیار قابل توجه تر اینکه بعد از گذشت سالیان متمادی در می یابیم بیشتر آثار ارائه شده این اساتید در راستای یک هدف بوده و آنهم بیان یک نوستالژی واقعی، از ناکامی ها و شکست های متوالی در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زاگرس نشینان صبور و قانع که تابلوی تمام عیار هستند از همه کاستیها و عقب افتادگیها که سایر اقوام کشور هرگز با چنین چالشهایی مواجهه نگردیده اند. در چنین شرایطی هنرمندان گمنام لرستان، با استفاده از تمامی داشته های ذهنی و فکری خود روایت گر آرزوی شادگامی و دست یابی به موفقعیت های این قوم ، بودند که هیجوقت نتوانست به مراد دلخواه خود برسد. و هنوز هم کاوشگران اجتماعی درنیافته اند، چرا سربداران قوم لر و دلاور مردان بی همتای آنان هرگز به افق آرزوهای خویش دست نیافتند که بعد از سالیان سال هنوز هم فریاد بر می آوریم :

                                                « دسم بیر بنارم  سخته  ،  سرا بناری هماری تخته »

             اما تا رسیدن به سر منزل سعادت تختی چقدر باید رفت؟ تا کجا؟  تا چند؟ وچون اینگونه بود فرج بخوبی دریافت که قوم لر موسیقی و زیستن را با هم آمیخته و هر کدام را بدون دیگری، یارای زیستن نشاید. وقتی این دو مقوله مکمل همدیگر می گردند فرج بایستی احساس مسئولیتی مضاعف می نمود! و نمود! و چون این رسالت عظیم را بخوبی فهمید که سرودن و نواختن برای خوب زیستن مردم شیوه بزرگان موسیقی لرستان بوده.

             تکانه ای ماورایی بر جسم و ذهن خلاق وی وارد شد که کار و تلاش در کنار زندگی. به پشتوانه ای معنوی و تقویت کننده ای قوی « وام دار ابدی » است بنام موسیقی. و اگر غیر از این باشد آنوقت زندگی برای مردم لر بسیار سخت است و ناشکیبا. وقتی که تن رنجور و دستان پرتوان خنیاگران این دیار برای دست یازیدن به آخرین های هنر زمانه خود رنج های زیادی را متحمل گردیده. اما بنا به دلایل فراوان و جبر زمانه و سایر موانع اجتماعی هر کدام به طریقی نتوانستند به سر منزل مقصود رسیده و آنچه در ذهن پویا و خلاق خود ساخته و پرداخته نموده بودند را بصورت مستند شنیداری به مردم هدیه نمایند.

             طبیعی بود که پر کردن این همه خلاء و جبران تمامی این ناکامی ها و کاستیهای مورد نیاز جامعه را کسی عهددار نبود مگر فرج و لذا استاد برای تکمیل و تکامل این زحمات نیمه تمام و ادامه راه « پرفراز و نشیب » پویندگان دریای  بیکران موسیقی سنتی و مقامی لری ، آرشه بر زمین افتاده اسطوره های موسیقی لرستان را با کالیفین تازه ای صیقل داد تا بتواند جانشین بحق بزرگان موسیقی فولکلوریک لرستان باشد. اما چگونه استاد و سایر هنرمندان پیش از او ساز کمانچه را انتخاب نمودند؟ که این خود مشمول گستره های فراوانی می گردد، که شاید درحوصله بحث ما نمی گنجد، لاجرم با توجه به بضاعت خود بسنده   می کنم به مختصر توضیحاتی در این خصوص که امید است مورد قبول اهالی موسیقی و دوستداران آنها واقع گردد.

            بدون شک تمامی زاگرس نشینان براین باورند که ساز کمانچه برجسته ترین هنرها و مقبول ترین و مالوف ترین آلات موسیقی در این میانه است. زیرا تمامی شهروندان، ایلات و عشایر و ساکنین دیار قلل سرافراز  زاگرس با شنیدن صدای کمانچه گویی نیرویی اهورایی در روح آنان می دمد و این بهترین بهانه بود برای اکمل نمودن زحمات  نیمه تمام پیشکسوتان ناکام این ساز و ظهوری مبارک و متعهدانه در جهت پاسخگویی به یک ضرورت تاریخی و اجتماعی در لرستان که استاد علی پور از ذوق و استعداد خود یاری جست و به یک دستاورد بزرگ دست یافت. از ابتداء شروع نمود اما بصورت اعجاز انگیزی به بی نهایت رسید و هنوز هم می رود که فتح کند فردا را و به زانو در آورد قلل ناهموار را تا مرتبه سرافرازی! 

            فرج کمانچه را چنان ذلال و شفاف می نوازد که تغییر علامت های طولی و اکتاوهای بالا و پایین در ملودیهایش بسیار وسیع و ماهرانه است. و از آنجا که به مانند سلف خود نواختن برای مردم را برگزیده مقام ها و گوشه های ملودی موسیقی لری را چنان با پنجه های افسانه ای و آتش سینه سوزان خود تفت داده که گویی همیشه و با هر نواختن وی بهار می آید و شقایق های وحشی سر از کاسه خود برون می آورند حتی اگر زمستان باشد و ماه تولد استاد که «دی»  است و سرمایش سخت بی رحم است.

            استاد بر ذره ذره موسیقی فولکلوریک به خوبی مسلط است و گنجینه ای عظیم و غنی از مقام های موسیقی را در حافظه بسیار قوی خود دارد. علاوه بر این به خاطر ویژگیهای منحصر بفرد فرج دارای جایگاه ویژه و ممتازی نزد توده مردم است چرا که مردم لر قدردان هنرمندان هستند و دوست دار آنها.

             و همین حس متقابل باعث گردید که استاد آنچنان موسیقی لری را جلاء  داده، و نورانیتی تازه به آن ببخشد که اهل فن هنوز هم دوره می کنند  « شب را» و «روز را» و «هنوز را». اما این  همه استعداد و توانمندی بر درخت تناور موسیقی لری به بار  نمی نشست چه اینکه به نظر نگارنده با تمامی این اوصاف و نقش پررنگ فرج در موسیقی لری که با خلق هر دستاورد تازه ای  « ولوله ای » در میان مردم ایجاد می کند که هیچ  پدیده اجتماعی قادر به رویارویی با آن نخواهد بود بدین سان بایستی پذیرا باشیم همانطوریکه اشاره شد پشتوانه اصلی و یکی از مهمترین عوامل شیرین نواختن هر نوازنده ای جدا از تمامی استعدادها. توده مردم و شنوندگانی هستند که همیشه تشنه شنیدن نواهای روح بخش و مسیحایی هنرمندان بزرگی همچون علی پورها بوده و هستند.

             در این رهگذر تاریخ فرج یک مسئولیت مهم تری را نیز عهده دار شد زیرا وقتی بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران که تقریبا موسیقی لری دچار یک دهه سکوت گردید این دین بزرگ نیز برگردن استاد فرج علی پور افتاد که هماره با زخمه های شبانه اش عاملی باشد برای روشن نگهداشتن چراغ موسیقی اصیل و به جا مانده از اعصار گذشته.

            علاوه بر ویژه­گیهای فوق تنها حلقه اتصال نسل کمانچه نوازان عصر علیرضا حسینخانی – پیرولی کریمی –  قوچعلی راچ ، همت علی سالم و تمامی هنرمندان (دهه 40 و 50 ) با نسل جدیدی که امروزه کمانچه می نوازند فرج  می باشد و این نقش عظیم به هیچ وجه قابل کتمان نیست وقتی در ملودیهای اکثر هنرمندان کمانچه نواز کنونی سیر می کنیم این مهم کاملا ملموس است و قابل اذعان که فرج علی پور یگانه عاملی بود که توانست این حلقه مفقوده را ترمیم نماید و شرایطی بوجود آورد که در آثار ارائه شده هنرمندان جوان همان ملودیهای قدیمی مجدداً ساخته و پرداخته شوند و نقطه اتصالی باشند بین ملودیها، تصنیف ها و آهنگهای استادانی که از آنها یاد شد.

            اما تکمیل شده توسط فرج و پردازش شده به سبک سیاق خالق فعلی آنها. یعنی هنرمندان جوانی که کمانچه می نوازند خود به خوبی آگاه هستند که از نوازنده های دو دهه 40 تا 60 به بعد بی بهره نبوده اند. و اما در گستره فنی و تکنیک کمانچه نوازی وقتی در آثار فرج تفحصی می کنی و شاید هم کمی ژرف اندیشی به خوبی در می یابیم که توجه استاد به مولفه های ریتم، ملودی و آهنگها کاملا مشهود است و این نگاه ویژه فرج خصوصا در زاگرس میانی نمایانگر این موضوع می باشند که اهالی این دیار نگاهی عمیق و موشکافانه دارند به لحظه ای که زندگی در آن جریان دارد. به همین دلیل ناخودآگاه، به سمت و سویی کشیده می شوند که در تمامی حالات زندگی با موسیقی عجین باشند و انیس ، حال این حالات   « نغمه های عاشقانه باشد یا فریاد از فراغ یار» ، «غم باشد یا شادی» ، «سور باشد یا سوگ» ، « کار باشد یا آسایش» ، «خوابیدن کودکان در گهواره باشد» یا « نغمه های رویائی برای بها دادن به مایملک خود» از قبیل دام و احشام و سایر امورات اجتماعی و حتی رخداد های حماسی و رزمی ومحافل بزمی.

            با این تفاسیر تمامی این موارد با مسائل حاشیه ای خود نیاز به یک آوانگارد واقعی داشت که جوابگوی تمامی مولفه های مربوطه باشد و لذا یکی از این جلوداران موسیقی لرستان فرج علی پور می باشد که توانست با استفاده از استعداد خارق العاده اش ضمن پاسخگوئی به تمامی این خواسته ها و نیازهای اجتماعی، خود را در ردیف نوادر نوازندگان معاصر در سطح منطقه ای و ملی قرار دهد وحتی فراتر از آنها . چه اینکه به خوبی توانسته است در تمامی آثارش چه در بخش آوازی و تصنیف سرایی و چه در گستره ضربی و شنیداری بسیار زیبا و مثال زدنی آثار جاودانی به یادگار بگذارد و هنوز هم با انرژی فراوان به دنبال خلق تازه های ناشنیده است.

             از دیگر مولفه های  قابل توجه در پنجه نوازی استاد لمس نمودن وزن، ملودی، درک و احساس ریتم در اجرا است. که از اساسی ترین تبحر و توانایی های فرج می باشد. گرچه مقوله ریتم در موسیقی محلی لری گستردگی و حساسیت خاص خود را دارد و در محدوده دستگاه ماهور نمی گنجد اما فرج با رعایت وزن و ایجاد شکل های ریتمیک توانسته است جزییات و ظرایف را بر دشواریهای مسیر آرشه کشی درموسیقی فولکلوریک لری مستولی نماید که این شیوه از نوازندگی بدون تعمق و شناخت حال و هوای موسیقی سنتی به هیچ وجه قابل تقلید نیست آرشه کشی استاد علی پور بدین شیوه است.  

            با توجه به اینکه آرشه نقش حیاتی در ایجاد تمام فراز و فرود های آن دارد لذا تنها ابزاری است که چون سرخوشی وشی ماهر وارد میدان می شود و می تواند نوازندگی وی را از فرش تا عرش تحت تاثیر قرار دهد. اصلاً کمانچه نوازی فرج بسیار هوشمندانه و همیشه همراه با نوآوری و ابتکار است و سبک کار استاد به گونه ای است که چون معمولاً ، اول ملودی را می فهمد و بعد اجرا می کند به خاطر رعایت این اصل ، ترنم ساز وی عاری از زاویه بوده و کمانچه کاملاً در اختیار و خدمت اوست.

             «وقتی بخواهد خوب می گریاند، چو اراده کند شنونده را به وجد می آورد، خیلی سهل و آسان آدمی را به گذشته های دور می برد»  و بدون لحظه ای درنگ به فردائی که امروز نگرانش هستیم بازمیگرداند. از دیگر تاثیرات استاد علیپور بر موسیقی سنتی لرستان همنوازی و همسرائی با هنرمندان صاحب نام استان  می باشد که اگر این چنین اتفاق مبارکی رخ نمی داد شاید بسیاری از هنرمندان خیلی زود به بن بست رسیده و یا نمی توانستند به راحتی ساخته های صوتی و نیزآوازها و تصنیف سرائی های خود را به آسانی و بدون وجود کمانچه فرج تکمیل و  به مردم عرضه نمایند بایستی پذیرا باشیم وقتی سازی با گستره فراوان همچون کمانچه آنهم توسط فرج به صدا درمی آید خود به تنهایی یک ارکستر تمام عیار است که کمتر کسی تاکنون این توانمندی را داشته است و همین قابلیت در نواختن ساز باعث گردیده که بسیاری از هنرمندان با ذوق استان با » مدد»  از این «چند قطعه چوب سحر آمیز در انحصار فرج» خلاء خود را در سرایش آوازها و تصنیف ها پر نمایند. این گفته ها مبین بحث مهمی تحت عنوان لازم و ملزوم هم بودن نوازنده و خواننده است چه اینکه اکثر هنرمندان استان از ابتدای شروع فعالیت هنری تا رسیدن به سکوهای افتخار آمیز سر بلندی در مقوله های مهمی همچون اجرای ترانه، آواز، تصنیف، آهنگ سازی، تنظیم و تدوین آثار هنری خود «مدیون» قابلیتها و توان مندهای استاد فرج علی پور هستند و این پدیده نیز همانند سایر شگفت آفرینی های استاد قابل کتمان نخواهد بود و چنانچه دوستان اهل فن ادعای غیراز این داشته باشند جفایی است درحق سمبل موسیقی لرستان.

            آرشه فرج در عین گیرایی و لطافت از تکنیک و شیوه منحصر بفردی برخوردار است که حتی بسیاری از کمانچه نوازان ملی از این شیوه آرشه کشی اقتباس می نمایند. چو اینکه اهالی فکر و اندیشه و دوستداران موسیقی خصوصا شنوندگان ساز کمانچه در جشنواره کمانچه نوازان لرستان این اتفاق مهم را به وضوح مشاهده و با احساس تمام به گوش خود شنیدن و به زیبایی پسندیدند و استاد توانمندی همچون جناب علی اکبر شکارچی براین مهم صحه گذاشت و این موضوع را تایید و اظهار نمود، فرج یعنی سمبل موسیقی لرستان، فرج یعنی منتهی الیه ساز افسانه ای قوم لر، که امید آن می رود استاد با زحمات طاقت فرسا اما بیش از پیش و شنوندگان آثارش دوصد چندان از وی بخواهند که بنوازد سوزهای درونی دل قومی را که دوست ندارد بوق ترمپیت بدمد در سرای آنها و براین باور باشند که هنوز علی خان شفایی –  علیرضا حسین خانی – پیرولی کریمی –  همت علی سالم – شاه حسن بنیادبان – رحمان زعفری و سایر هنرمندان فقید زنده اند و خوشتر از همیشه می نوازند پس دوستداران موسیقی لرستان از استاد می خواهند. فرج جان بنواز سوزهای درونی دل را  بنواز بنواز هر شب دل غمستان است. بنواز که در شام غم ، صبح امیدی مرا !

                                                                                       

                                                                                                                              ولی یعقوبی/ تهران – پائیز 1386

Advertisements

6 دیدگاه برای «فرج علی پور واقعیت موسیقی لرستان»

  1. سلام.
    علاقمندم در باره همت علی سالم چیزی بدانم. آیا او از خویشاوندان فرج است یا خیر؟ و دیگر توانمندیهایش.

  2. سلام
    دمت گرم اقا یعقوب انصافا که حق مطلب رو ادا کردی

  3. با سلام من داراب نجاتی به همراه بسر دایی ام مسلم دارایی از دوستداران حقیقی سایت لورنا هستیم

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.