بازماندگان حادثه سعادت‌آباد هنوز زير آوارند!!

casdufsvپدر هوشمند منصوري جواني كه كم‌تر از ۲ ماه از زندگي مشتركش گذشته بود او براي هميشه همسرش را با داغ تنها گذاشت مي‌گويد: من فقط براي پسر خودم دلم نمي‌سوزد او ديگر در بين ما نيست اما خيلي از جوان‌هاي ديگر هستند كه در حال حاضر در غربت براي تهيه لقمه‌اي نان دارند

هفته نامه سیمره:  گروه گفت‌وگو و گزارش،شاه‌پور لطفي:

قدرت قاسمي پدر ميثم قاسمي است نوجوان ۱۷ ساله‌اي كه تمام آرزوهايش زير آوار مدفون شد. او مي‌گويد شهرداري را مقصر اعلام كرده‌اند اما شهرداري نيز از خود دفاع مي‌كند -آيا شهرداري تهران دليل محكمه‌پسندي براي دفاع از خودش دارد؟ مي‌گويد: هيچ دليلي ندارند به جز اين‌كه مي‌دانند ما مردم ضعيف و كم‌ادعايي هستيم اگر بدانند كه ما اهل تجمع و تحصن و يك‌سري كارهاي ديگر هستيم شايد زودتر كار ما را درست كرده‌بودند.

-پدر هوشمند منصوري جواني كه كم‌تر از ۲ ماه از زندگي مشتركش گذشته بود او براي هميشه همسرش را با داغ تنها گذاشت. پدرش مرتضي منصوري مي‌گويد:من فقط براي پسر خودم دلم نمي‌سوزد او ديگر در بين ما نيست اما خيلي از جوان‌هاي ديگر هستند كه در حال حاضر در غربت براي تهيه لقمه‌اي نان دارند رنج و دربه‌دري مي‌كشند. او مي‌گويد: من در حضور وزير اطلاعات گفتم شما را به خدا فرزندان ما كه قرباني شدند اما بياييد ترحمي بر جواني ديگر جوانان اين شهر بكنيد. در شهر ما حتي يك كارخانه‌ي پفك هم وجود ندارد. زور بازوي آقاي قبادي در اين قضيه چه‌قدر بود؟ مرتضي منصوري تأمين هزينه‌هاي كفن و دفن و … را از همت آقاي قبادي مي‌داند و مي‌گويد اگر آقاي قبادي نبود داد ما به گوش مسؤولان نمي‌رسيد!! او مي‌گويد آقاي قبادي دو بار مسؤولان كشوري را به كوهدشت آورد و اين كار در تاريخ نمايندگي كوهدشت بي‌نظير است!! با وجود اين همه توانايي نماينده چرا تا به حال پرونده‌تان به نتيجه نرسيده است؟ مقصر خودمان هستيم. ما با هم هماهنگ نيستيم. ما به جاي اين‌كه به دادگاه مراجعه كنيم مي‌رويم سراغ شهرداري. به قول معروف يكي به تخته مي‌زند و ديگري به نعل.

 همسر علي‌‌حسين يوسفيان و هم‌چنين مادر سعيد يوسفيان كه هر دو در حادثه‌ي سعادت‌آباد به تاريخ پيوستند زني است دل‌تنگ كه صدايش سرشار است از رنجي كه تا قيامت پايان نمي‌پذيرد. – شما تازگي‌ها براي پيگيري پرونده‌تان به تهران رفتيد؟ بله. – به كجا مراجعه كرديد؟ شهرداري، دادگاه، بدبختي… – چندبار براي پيگيري پرونده‌تان به تهران رفته‌ايد؟ من ۳ بار با پسرم رفته‌ام باور كنيد هر بار ۳۰۰ هزار تومان هزينه مي‌كنم ما در آن‌جا نه سرپناهي داريم و نه فك و فاميلي.

-چند روز ديگر عيد است فكر مي‌كنيد چه‌قدر پول به شما بدهند جاي خالي شوهر و پسرتان پر مي‌شود؟ سر به زير مي‌افكند و با چشماني پر از بغض مي‌گويد: ما ديگر نان‌آور نداريم به خدا تمام دنيا را به ما بدهند جاي خالي‌‌شان پر نمي‌شود. اما من يك زنم بايستي خرج ۸ سر عائله را چگونه تأمين كنم؟ -نماينده‌ي شهرستان برايتان كاري انجام داده‌اند؟ نه. – به او مراجعه كرده‌ايد؟ من نمي‌دانم نماينده‌ي كوهدشت كيست.

-چرا وكيل نگرفتيد؟ گفتند دولت كه نياز به وكيل گرفتن ندارد – ما كه زور دولت را نداريم. اگر بخواهند چيزي مي‌دهند. اگر هم نخواهند كه هيچي! طرف ما كه ملت نيست تا شكايتش را بكنيم اگر رحمشان بيايد كارمان را درست مي‌كنند. -پيامتان براي مادر ديگر جوانان آواره و كارگر؟ اگر بگويم نگذاريد فرزندتان به كارگري برود كه نمي‌شود. آن‌وقت چه بخورند! اما من قسم خورده‌ام حتي اگر از گرسنگي بميريم نمي‌گذارم ديگر فرزندانم به كارگري بروند. پسر يوسفيان بدون مقدمه مي‌گويد: قضيه‌ي ما دو سر دارد يك سر آن سردار قالي‌باف است و سر ديگرش آقاي احمدي‌نژاد. هر بار، رفتن ۷۰۰ كيلومتر راه، هزينه‌هاي بالا، مشقت سفر و … همه‌ي اين‌ها براي ما ستم است. اين‌بار رفتيم آقاي قبادي را ببينيم اما گفتند حضور ندارد. خودش را به ما نشان نمي‌دهد فكر مي‌كنم حرفي براي گفتن ندارد. متأسفانه مسؤولين دست ما خوانده‌اند. وقتي كه وزير اطلاعات آمد عده‌اي به جاي اعتراض به او به دست‌بوسش رفتند آن‌ها هم حق دارند اين‌گونه برخورد كنند. آن‌ها مي‌گويند اين‌ها عده‌اي لر هستند چيزي حالي‌شان نيست!!؟ همين كار شما هم بي‌فايده است شما فكر مي‌كنيد آن‌ها ككشان مي‌گزد. آقاي قالي‌باف چند وقت پيش گفته بودند خبرنگاران بي‌خودي حادثه‌ي سعادت‌آباد را بزرگ كردند. راست مي‌گويد! براي ما بزرگ بود نه براي ايشان.

ساعت ۲۰:۳۰ نوزدهم اسفند ماه به سراغ بازماندگان بهرام و مهران نورعلي مي‌رويم- مادر مهران و همسر بهرام مي‌گويد: بليت دارم ساعت ۹ عازم سفر تهرانم. اين‌دفعه دوازدهمين بار است كه در پي پرونده به تهران مي‌روم اما هنوز نتيجه‌اي نگرفته‌ايم. باور كنيد هر بار كه سوار اتوبوس مي‌شوم انگار درون تابوت قرارم مي‌دهند. او مي‌گويد: آن‌ها مردند و راحت شدند اما ما…. لعنت به اين زنده‌ ماندنمان. پسر بهرام مي‌گويد: ما وضعمان بدتر از مردم غزه است با اين تفاوت كه غزه بازسازي شده است اما ما هم‌چنان آواره‌ايم.

 بگمراد هاشم‌آبادي پدر حسين قرباني ۱۸ ساله‌ خودش مي‌گويد: كه وكيل خانواده‌هاي خسارت ديده است و تا به حال كلي كارهايشان را پيش برده است او سفرهاي پي‌درپي بازماندگان به پايتخت را بيهوده مي‌داند و مي‌گويد پرونده بايستي روال عادي خودش را طي كند چرا كه آقاي مرتضوي قاضي دادگاه گفته است اين پرونده با پرونده‌هاي ديگر فرقي ندارد؟!!

Advertisements

نویسنده: ...

اسفندیار خدایی ساکن لرستان تلفن: 09169626628