مشاركت اجتماعي قبل وبعد ازانتخابات

3246323787899مرتضي صارمي –  وبلاگ كرتول – بروجرد
در مشاركت توده اي يا پوپوليستي مي كوشند جامعه  را به سمت انفعال وبي خبري و بي انگيزگي و خرافه پرستي سوق مي دهند وبه جامعه اينگونه القاءمي نمايند كه مطابق با خواستتان براي شما تصميم گرفته شده ومي شود. در اين صورت قدرت تجزيه وتحليل وجود ندارد افراد خود را خنثي ومنفعل مي بينند و يا با چشم بسته حرف بازيگران را قبول مي كنند يا به يك عنصر خاموش وبي نظر تبديل مي شوند.

متن كامل:

در شكل گيري و تداوم نظامهاي سياسي دو رويكرد مشاركت توده اي ومشاركت ساختاري (اجتماعي)بيش ازساير رويكردها مطرح است .در مشاركت توده اي ، عنصر غير ارادي وتهيج نقش وتاثير فراواني  دارد وبه همين دليل بازيگران اين طرز نگرش پيام هاي خود را مبتني بر عناصري تنظيم مي كنند كه جامعه هدف را به سمت انفعال وبي خبري و بي انگيزگي و تا حدود زيادي خرافه پرستي سوق مي دهند وبه جامعه اينگونه القاءمي نمايند كه مطابق با خواستتان براي شما تصميم گرفته شده ومي شود.

در اين نوع جوامع كه بعلت بي خبري، قدرت تجزيه وتحليل وجود ندارد افراد خود را خنثي ومنفعل مي بينند ودر نتيجه يا چشم بسته حرف بازيگران را قبول مي كنند يا به يك عنصر خاموش وبي نظر تبديل مي شوند.بديهي است برآيند اين رويكردمحروم كردن جامعه از افراد مفيد وكار آمد است .بطور مثال مي توان به جوامع عقب افتاده وجهان سومي غير دموكراتيك اشاره كرد.منابع وانرژي انساني وطبيعي در اين كشورها ست ولي در مقابل بيشترين فقر در اين كشورها يافت مي شود.در واقع بين نگرش هاي توده اي واستبدادي وفقر رابطه معني داري وجود دارد كه به عينه در اين كشورها محسوس وملموس مي باشد.

بلحاظ نظري وتئوريك پارادايم آنرا در انديشه اوليه انديشمندان قرار داد اجتماعي احساس مي كنيم .»توماس هابز»از انديشمندان قرارداد اجتماعي معتقد بود براي برون رفت از بي نظمي وجنگ همه علیه يكديگر جامعه يك نفر را به عنوان فرمانروا انتخاب كند وولي بعد از انتخاب اختيار اداره جامعه را به فرمانروا بسپارد واختيار ات بعداز انتخاب از اوسلب شود .از آنجا كه اين فرايند تالي فاسد هايي داشت انديشمندان بعد از هابز مانند «جان لاك «دست به اصلاح نواقص وزوائد آن بردند ودر اين مرحله اختيار را از مردم سلب نكردند وقدرت برآمده از مردم را پاسخگو دانستند .بدين ترتيب مردم علاوه بر ايجاد نظام سياسي وانتخاب فرمانروا در بعد از انتخاب نيز حق سئوال واستيضاح وعزل  مقامات را نيز داشتند .

بر همين اساس وبراي تحقق مشاركت اجتماعي در جوامع مدرن مكانيزم وسازوكار هاي تعريف  گرديدتا براي مهار قدرت فساد آلود وتوانمندي وتقويت طبقه متوسط جامعه اقدام اساسي وبنيادين بعمل آورد كه در جامعه شناسي اين جامعه را جامعه مدني وشكل نظام سياسي را دموكراتيك مي گويند .بدون ترديد اين رويكرد با آموزه هاي ديني ما سازگار است زيرا اختيار در مقابل جبر است واصولي مانند امر  به معروف ونهي از منكر در اين راستا ارزيابي مي شود .انتخاب مقامات در قانون اساسي از سوي مردم با راي اكثريت به صراحت بيان گرديده است وبر اساس همين قانون، مقامات انتخابي داراي اختياراتي مي باشند چنانچه مقامي از اختيار داده شده استفاده نكند يا فراتر بخواهد عمل كند مردم حق دارند بحكم حقي كه قانون به آنها داده در يك فرايند قانوني ومسالمت آميز از حق خود استفاده كنند.ودولت طبق اصل سوم قانون اساسي موظف است اين شرايط را فراهم كند .بي شك هرگونه محدوديت وتصميم گيري به جاي مردم ناشي از نگرش «مديريت آتني «يونان باستان است كه فرمانروا مردم را در ميدان شهر جمع مي كرد وبراي آنها تصميم مي گرفت بدون اينكه مردم از خود اراده اي داشته باشند .

Advertisements