احضار مدیر مسوول آفتاب لرستان در روز خبرنگار به دادگاه !

آفتاب-لرستان هفته نامه آفتاب لرستان در شماره هفت خود(به تاریخ 16 آذر 1387) مطلبی تحت عنوان «صدا و سیمای مرکز لرستان عامل پناه آوردن جوانان به ماهواره» منتشر نمود. اخيرا مدير مسئول اين نشريه دقیقاً در روز 17 مرداد که به نام «پاسداشت خبرنگار» نامگذاری شده با شكايت صدا و سيماي لرستان به دادگاه احضار شد

_______________________________________________

کرم رضا تاج مهر
خبر در برخورد اول، بیشتر به یک شوخی می مانست یا شاید هم یک جور طنز به نظر می رسید. اما واقعیت داشت و مدیرمسوول هفته نامه آفتاب لرستان دقیقاً در روز 17 مرداد که به نام «پاسداشت خبرنگار» نامگذاری شده به دادگاه احضار شد تا به اتهامات وارده پاسخ گوید! مطمئن باشید این اتفاق آنقدر استثناست که فقط و فقط ممکن است در ایران ما و در استان ما شکل بگیرد! یعنی در تنها روزی که به نام خبرنگاران به ثبت رسیده مدیر مسوول آفتاب لرستان باید لوح تقدیرش را از دست بازپرس دادگاه دریافت کند و حتا ممکن است آنها بخواهند برای تقدیر بیشتر او را چند روزی هم نگه دارند. برای همین پیشنهاد کردیم با خودش پتو و فلاسک چای هم ببرد. خنده دار است! جالب تر اینکه شاکیِ این پرونده مدیرکل صدا و سیمای مرکز لرستان است که خود رسانه ای است مانند باقی رسانه ها و البته با دایره ی دربرگیری بیشتر و صد البته امکانات فراوان تر. در واقع شاکی سازمانی است که خود با رسانه، خبرنگار و همه چیز این عرصه آشنا باید باشد.

آفتاب لرستان در شماره هفت خود(به تاریخ 16 آذر 1387) در مطلبی تحت عنوان «صدا و سیمای مرکز لرستان عامل پناه آوردن جوانان به ماهواره» با برشمردن نقاط ضعف نرم افزاری و سخت افزاری صدا و سیمای مرکز استان نسبت به عدم پوشش گسترده ی این رسانه در سطح استان و مناطق محروم و همچنین کیفیت نامناسب و دور از شأن برنامه های تولیدی آن اعتراض نموده بود و برای موارد بیان شده هم استدلالات منطقی ذکر کرده بود که از جمله ی آنها نقل قولهای امامان جماعت شهرستانهای استان در مورد عملکرد مرکز یاد شده است. باور کنید تنها و تنها همین مطلب مقدمات احضار را فراهم نموده و نه چیز بیشتری. البته روز اولی که همه ی ما پای در این مسیر متلاطم گذاشته ایم پیه تمام این قبیل برخوردها و نامرادیها را با جان و دل به تن مالیده ایم اما به هر حال آدم به واسطه ی آنها ممکن است از خیلی چیزهای دیگر هم بدبین شود!

ای کاش جناب آقای مدیرکلِ شاکی به جای طرح دعوی و به زحمت انداختن دستگاه قضایی با اتومبیل خدمت شان سری به گوشه و کنار استان می زدند و از نزدیک می دیدند تمام آنچه ما می بینیم و منعکس می نماییم و به گونه ای در صدد برطرف نمودن مشکلات حوزه مسوولیت شان برمی آمدند. البته شاید گناهی به گردن ایشان نباشد چرا که در سطح وسیع و گسترده جامعه ی ما به دور از روحیه ی انتقادپذیری است و انگار مرضی است لاعلاج که نمی گذارد هر چیزی سر جای خودش باشد و هر کاری در سطح خوب و پذیرفته شده اش به انجام برسد. مدیریت ها در بیشتر سطوح به دنبال آمارگرایی ها و آمارسازی های بیهوده هستند و آنها را ملاک ارزیابی خود می دانند. بی شک این گرایش، تبعات منفی گسترده ای در پی دارد و انگار مدیران شهامت شکستن این نوع نگرش را ندارند. صدا و سیمای مرکز استان هم از جمله دستگاههایی است که از چند سال پیش مبنای عملکردی خودش را بر میزان جایزه های دریافتی از جشنواره ی تولیدات مراکز استانها گذاشته و جالب تر اینکه در آخرین دور برگزاری این جشنواره هم آنطور که باید و شاید درخششی نداشت و طرفی نبست. حال این پرسش در اذهان شکل می گیرد که این مرکز کدام چشم انداز برنامه ریزی شده را برای دستیابی به اهداف تعریف شده(اگر وجود داشته باشند) در آینده ی دور و نزدیک دنبال می کند و تا کنون به چه قسمتهایی از آن رسیده اند؟! طی سالهای اخیر سطح کیفی و کمی برنامه های مرکز یاد شده دستخوش کدام تغییرات و تفاوتهای مثبت شده است و چه میزان رشد داشته اند؟! کدام دستاوردها حاصل شده اند و نسبت به بودجه و امکانات در اختیار آیا این مقدار منطقی و قابل توجیه است؟! مطمئناً باید بین میزان موفقیت دستگاههای فرهنگی و تغییراتی که در این حوزه در جامعه رخ می دهد یک ارتباط قابل قبول و قابل توجیه وجود داشته باشد و این تغییرات قابل لمس باشند. بخصوص اگر این دستگاه قدرت دربرگیری گسترده ای چون صدا و سیما داشته باشد. جناب آقای مدیر کل! واقعیت را نمی شود پشت آمارهای دلخوش کُنَک مدفون نمود و پنهان کرد.

نگارنده ی مطلب به عنوان کسی که دوست دارم برنامه های شبکه استانی خودمان را دنبال کنم بارها با چشم خود دیده ام که یک مگس درشتِ گُنده در حین اجرا و پخش اخبار استان، جلوی دوربین مانور می دهد تا چندش در عمقِ جان مان بنشیند. تلخیِ این ماجرا این بود که یکبارش در حضور مهمانان خارج استان مان رُخ داد و حالا که حالاست دارم نیش طعنه و کنایه اش را تحمل می کنم که می گویند: «هنوز مگس خبرنگار هست؟!» این تصور در ذهن مخاطب شکل می گیرد که «استودیو» مکان بی در و پیکری است که ممکن است سر و کله ی هر نوع جانور موذی ای در پشت و پسله هایش پیدا شود! کم و زیاد شدن ناگهانی صدای شبکه ی افلاک و نامرغوب بودن کیفیت آن، سالهای سال است که ادامه دارد و معلوم نیست این آزمون و خطا تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند؟! یا اصرار بر تولید و پخش برنامه های طنزی که هویت لرستانی و فرهنگ اصیل و ریشه دار این استان در آنها به سُخره گرفته می شود و معلوم نیست کدام دستاورد فرهنگی در پی ساخت و پخش آنها شکل گرفته است.

نگارنده هنوز از زبان مدیرکل محترم این رسانه نشنیده ام که برای آینده ی این سازمان از برنامه ریزی های دقیق سخنی به میان بیاورد. پس چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم دچار روزمره گی نشویم! و امیدوارانه آینده را به انتظار بنشینیم.

از این گذشته مساله ی دیگری که باید گفت دل هر اهل فرهنگ و هنری را به درد می آورد این است که دستگاه قضایی استان، روز خبرنگار را برای احضار خبرنگاران انتخاب می کند تا شمشیر را از همان اول از رو بسته باشد؛ و اِلّا یک روز جلوتر یا عقب تر چه توفیری می توانست داشته باشد جز بدبینی اهالی رکن چهارم دموکراسی؟! جالب اینجاست که حتی ماموری که برای بدرقه ی(!) خبرنگار فرستاده می شود توجیه نشده است تا دقیقاً همان برخوردی که با قاتلان و کلاهبرداران و اراذل و اوباش می شود با این قشر هم بشود! و این در حالی که تنها دلخوشی خبرنگاران و اهالی مطبوعات همین روزی است که در آن همگان یادشان می افتد که واژه ای به نام «خبرنگار» هم هست. نه اینکه فکر کنیم در این روز کلی به خبرنگار خوش می گذرد و چپ و راست برایش تعظیم می کنند! آخرین حد قدردانی این قبیل مراسمات لوح تقدیرهای بی قابی است که به دست خبرنگاران می دهند تا یادشان بیفتد که یک سال دیگر را با این حرفه ی پردردسر اما بی بهره ی مالی پشت سر گذاشته اند و یک درصد دیگر از امیدواریهایشان کاسته شود. لوح تقدیرهایی که بیشتر از هر چیز داغ خبرنگار جماعت را تازه می کنند و به هیچ کاری نمی آیند. لوح تقدیرهایی که نمی شود بابت اجاره خانه به صاحبخانه تقدیم شان کرد؟! لوح تقدیرهایی که بابت شان یک قوطی شیرخشک به آدم نمی دهند! لوح تقدیرهایی که نمی شود برای پرداخت قبض تلفن و آب و برق و گاز و هزار کوفت و زهر مار دیگری رویشان حساب کرد. اصلاً وقتی خبرنگار خانه و سرپناهی برای زیستن بالای سرش نیست، این لوح تقدیرهای بی قاب را به کدام دیوار زندگی اش بیاویزد؟

فکر می کنم اصلاً لازم باشد برای اینکه همه چیز در معنا و مفهوم و عشقی که پشت این هُنر هست خلاصه شود و برای همیشه یاد بگیریم که چشم مان دنبال دستهایی نباشد، این روز و تقدیر و تشکرهایش را به فراموشی بسپاریم و از دست هیچ مسوول و غیر مسوولی تندیس و تقدیر تحویل نگیریم. کار سختی نیست و فقط کمی سعه ی صدر می خواهد. روز خبرنگار را به همه ی خبرنگاران و دست اندرکاران مطبوعات تسلیت می گوییم!

لينك دقيق همين مطلب در وبلاگ هفته نامه آفتاب لرستان:
http://aftablorestan.blogfa.com/post-19.aspx

Advertisements

3 دیدگاه برای «احضار مدیر مسوول آفتاب لرستان در روز خبرنگار به دادگاه !»

  1. شما سیاست بازها همه انتقادهای «سازنده»تون هم سیاسیه

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.