هر جا آواري دلگير سينه به خاک بمالد، لرستان «رولَه رولَه» مي شود

کرم رضا تاج مهر؛   به مناسبت سالگرد فاجعه سعادت آباد
عسلويه تا بندر امام، يا سعادت آباد؛ هر جا آواري دلگير سينه به خاک بمالد، لرستان «رولَه رولَه» مي شود و از خراشِ اسطوره اي صورت زنانش خون تازه مي چکد. از شرقي ترين تا غربي ترين مرزها، سينه سربازي اگر چاک بخورد- از گلوله هاي خودي و بيخودي، يا مين پوسيده اي از زمانهاي نه چندان دور تاريخ دلش تنگ شود براي سر برآوردن از خاک؛ سازِ سرزمين مفرغ کوکِ چَمَر مي شود…
نگاهي کوتاه به آنچه در طول دو سه دهه گذشته بر لرستاني ها رفته، بيانگر اين نکته است که در فجايع ملي (از هر نوع آن) پيوسته لرستان سهم قابل توجهي داشته است.اين اتفاق آن قدر تکرار شده که شايد ديگر براي همه عادت شده و هيچ واکنشي هم از طرف هيچ کس برنمي انگيزد.
به نظر مي رسد مجموعه اين رويدادها که هر چند وقت يکبار کام مردمان رنج کشيده اين ديار را تلخ مي کند، در حال تبديل شدن به يک ماجراي زنجيره اي تکراري است و بايد در جهت ريشه يابي دلايل و موجبات آن درنگ کرد.
«اتفاق» همان طور که از معناي آن پيداست چيزي است که يکبار و به صورت استثناء رُخ مي دهد. اما زماني که پشت سرهم روي مي دهد و يک روي اين سکه بدشانسي ضرر و زيان و آسيبهايي است که متوجه لرستان و لرستاني مي شود، ديگر «اتفاق» همان معناي هميشگي اش را نمي دهد و بيشتر بوي سناريوي تلخي مي دهد که همين طور قرباني مي گيرد. هنوز کاممان تلخي فاجعه سقوط هواپيما بر فراز سفيدکوه و آن مويه هاي جانگداز را در سوگ بهترين فرزندان لرستان فراموش نکرده، که بايد اين بار تکه هاي پاره پاره و سوخته جوانان و نوجوانان جودوکار افتخارآفرين مان را که در حاشيه سقوط هواپيما از دست رفتند از دشتهاي بي آب و علف حاشيه قزوين جمع کنيم و ذره ذره به خاک فراموشي شان بسپاريم و اين تنها سهم لرستان از فجايع آسماني است.
حادثه غمبار سعادت آباد تهران که در آن کارگران لرستاني زير آوار رفتند، تازه يکساله شده است. 17 جوان رعناي زحمت کشمان در جستجوي يک لقمه نان، زير آوار فقر و غربت زندگي را غمگينانه وداع گفتند تا داغ ديدار دوباره شهر و خانواده هايشان را با خودشان به گور ببرند.
آيا هرگز کسي به فکر افتاده تا اين پديده را با همه ابعادش به بررسي بنشيند؟! بي شک اين پروسه ناگزير، پيامدهاي مختلف اجتماعي، فرهنگي گسترده اي خواهد داشت که نسلهاي آينده استان را به لحاظ بافت اجتماعي و دگرگوني هاي فرهنگي با چالش جدي مواجه خواهد کرد. نرخ فاجعه بار بيکاري در استان را چه مي کنيم؟! جز اين است که ريشه و منبع بيشتر اين «اتفاقات» تلخ، فقط و فقط اوضاع بد اقتصادي و اجتماعي و در رأس همه نبود اشتغال مفيد از هر نوعش است؟ اگر فلان جوان کارگر ما مطمئن باشد در داخل استان و شهر خودش مي تواند يک لقمه نان به دست بياورد، چرا بايد رنج سفر به پايتخت يا هر شهر ديگري را بر خويش هموار کند و سر بر بالشِ غربت بگذارد؟! و هر بار که مي رود با چشمان غمبارش با شهر و ديار و عزيزانش وداع کند، مبادا يک بار ديگر فرصت ديدنشان را پيدا نکند! چرا بايد همواره دل نگران باشيم و گوش به زنگ اتفاق تلخ تازه اي که روي سرمان آوار مي شود؟!
آيا از تمام پروژه هاي بزرگ صنعتي کشور، يک مورد آن سهم اين مردمانِ ساده زيست بي ادعا نمي شود که صداقت و راستي و درستي همواره پيوست تمام زندگي شان بوده است؟! سهم ما از درآمدهاي ملي و توسعه و پيشرفت چقدر بوده و چرا به آن نرسيده ايم؟!

کرم رضا تاج مهر  روزنامه قدس:
http://www.qudsdaily.com/archive/1388/html/5/1388-05-05/page13.html#18

Advertisements

1 دیدگاه برای «هر جا آواري دلگير سينه به خاک بمالد، لرستان «رولَه رولَه» مي شود»

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.