مطبوعات محلی کهگیلویه و بویراحمد در گیر و دار بودن یا نبودن

مطبوعات استان کهگیلویه و بویراحمد دارای 36 نشریه شامل یک روزنامه، 11 هفته نامه، هشت دوهفته نامه و پنج فصل نامه و چند نشریه دولتی است که بالغ بر 70 درصد این تعداد غیر فعال و یا نیمه فعال هستند. یکی از ضعفهای مطبوعات استان، کمبود مطالب تولیدی و گزارشات خبری مختص استان در آنها است.منبع تمام نشدنی اینترنت باعث شده که برخی از مطبوعات محلی صرفا محلی برای درج مطالب اینترنتی باشند          

به گزارش خبرنگار مهر در یاسوج، مطبوعات با کارکردهای خود از جمله اطلاع رسانی، فرهنگسازی، پرسشگری و روشنگری به توسعه همه جانبه جوامع کمک کرده و براین اساس مطبوعات منبعی است که عناصر یک فرهنگ واقعی را در میان مردم اشاعه می بخشد، مردم واقعیتها را از آن دریافت می کنند، همچنین به عنوان پلی میان مردم و حاکمیت، ارتباط دوسویه ای را ایجاد کرده و انتقادات و پیشنهادهایی را برای بهبود امور عرضه می کند.

اما مطبوعات محلی که در حوزه جغرافیایی و فرهنگی خاصی منتشر می شوند، نقشی کاربردی تر از مطبوعات سراسری برای توسعه بومی دارند.

مطبوعات محلی می توانند با معرفی فرهنگ، پتانسیلها، استعدادها و نیازهای یک منطقه به توسعه همه جانبه آن کمک کنند و با بیان مشکلات منطقه‌ای و ارائه راهکار و تحلیل مناسب موجب پیشرفت منطقه، تقویت فرهنگ بومی، ایجاد روحیه مثبت، کارایی بهتر مدیران، هویت بخشی و ایجاد وحدت در میان مخاطبان محلی خود شده و نیاز آنان را برطرف و اعتماد مخاطبان خود را جلب کنند اما آیا مطبوعات محلی کهگیلویه و بویراحمد توانسته اند به این مهم دست یابند؟

مطبوعات محلی کهگیلویه وبویراحمد در بند هزینه چاپ

کهگیلویه و بویراحمد دارای 36 نشریه شامل یک روزنامه، 11 هفته نامه، هشت دوهفته نامه و پنج فصل نامه و چند نشریه دولتی است که بالغ بر 70 درصد این تعداد غیر فعال و یا نیمه فعال هستند.

یکی از مشکلات اساسی مطبوعات این استان که علاوه بر کاهش فعالیت بر کارایی و کمرنگ کردن نقش آنها در توسعه استانی نیز اثر گذاشته، مشکلات مالی است.

این مسئله باعث شده است برخی مطبوعات محلی در این استان بدون توجه به رسالت واقعی‌ شان به آگهی‌نامه تبدیل شوند.

با توجه به توسعه نیافتگی اقتصادی استان و نبود شرکتها و کارخانجات غیر دولتی و به تبع آن نبود رقابت اقتصادی و عدم نیاز به تبلیغات، مهمترین منبع درآمد نشریات استان، آگهی های دولتی است که این خود به مانعی اساسی در رشد و توسعه کمی و کیفی مطبوعات استان بدل شده است.

در برخی از سازمانها و ادارات ملاک دادن آگهی یا گزارش عملکرد به نشریات، کیفیت و تیراژ آن نشریه نیست بلکه حمایتهای نشریه از دستگاه و روابط قومی، سیاسی و جناحی است که این عمل نشریات را نیز به سوی فرهنگ حامی پروری و روابط غیرحرفه‌ای سوق می‌دهد.

بر این اساس برخی مطبوعات با پررنگ کردن اخبار معمولی و مهم جلوه دادن آن و یا با تمجید از مسئول سازمان مربوطه، سعی می کنند، آگهی یا رپرتاژی از نهاد یا سازمان مربوطه دریافت کنند.

مطبوعات منتقد نیز یا باید برای حفظ خود به این صف بپیوندند و یا تعطیلی را به حضور این چنینی ترجیح می دهند، به طوری که در این سالها نشریات زیادی به خاطر اعمال ماده 16 قانون مطبوعات، لغو مجوز شده اند و برخی از هفته نامه ها و دوهفته نامه ها نیز به فصل نامه و سالنامه تبدیل شده اند و در عمل غیر فعال هستند.

اینجاست که انتقاد سازنده که از وظایف اصلی مطبوعات است جای خود را به تملق می دهد و کار نکرده تحولی بی نظیر جلوه داده شده و ضعفها و کاستی ها، قوت معرفی می شود و براین اساس مشکلات مردم روز به روز انباشته و آنچه دست نیافتنی می شود، حل مشکلات آنان و رشد و توسعه استان است.

این آسیب علاوه بر خسارات جبران ناپذیر به روند توسعه، باعث می شود که مسئولان کشوری به دلیل اطلاعات نادرست، درک صحیحی از عملکرد مدیریتها در استان نداشته باشند و بنابراین در کوتاه مدت و بدون بازرسی حضوری و درک واقعیت موجود، قادر به رفع این ضعفها، مشکلات و نارسایی ها نباشند.

پرداختن به مشکلات جهان به جای مشکلات استان

یکی دیگر از ضعفهای مطبوعات استان، کمبود مطالب تولیدی و گزارشات خبری مختص استان در آنها است.

منبع تمام نشدنی اینترنت باعث شده که برخی از مطبوعات محلی صرفا محلی برای درج مطالب اینترنتی باشند و مطالب و گزارشات تولیدی به خصوص در زمینه مشکلات مبتلا به استان که تعداد آنها کم نیست، در آن دیده نشود و بر عکس اخبار و گزارشاتی در خصوص بحران سیاسی در تیمور شرقی، خودکشی در زندانهای فرانسه، بحران آب در اتیوپی و درگیری های قومی در سودان و مطالبی از این دست به وفور مشاهده شود.

مجموع این مسائل که در نهایت افت کیفی مطبوعات محلی را رقم می‌زند، باعث می شود که مخاطبان استانی، مطبوعات محلی را آینه ای از مشکلات، مطالبات، علایق و دغدغه های خود نبینند و کم کم اعتماد خود را نسبت به این نشریات از دست دهند.

نقدگریزی برخی مسئولان منجر به خودسانسوری مطبوعات استان شده است

این روزها در جلسات تجلیل از خبرنگاران به مناسبت روز خبرنگار، برخی از مدیران آنچنان رسالت خبرنگاران را برای آنان تشریح و تبیین می کنند که خبرنگاران انگشت به دهان می مانند اما این رسالت تا وقتی ارزشمند بوده که مطبوعات به پوشش اخبار دستگاه می پردازند و همین که نقدی بر عملکرد آن وارد آید، به تشویشگر اذهان عمومی، تخریبگر خدمات بی سابقه آن دستگاه و غرض ورزی متهم می شوند.

این مسئله سبب خودسانسوری برخی مطبوعات استان شده و آنها را از انتقاد سازنده دور می‌کند و به دلیل اینکه هزینه های نشریه دغدغه اصلی صاحبان آن است، در بسیاری از مواقع این مسئله به همسویی اجباری نشریه و کوتاه آمدن از مواضع خود منجر می‌شود.

این در حالیست که یکی از رسالتهای مطبوعات، نقد و پرسشگری است که براساس آن مسئولان نیز پاسخگوی عملکرد خود باشند و جایگاه خود را محل جولان و تامین و حفظ منافع شخصی، قومی، قبیله ای و جناحی نبینند.

توسعه نیافتگی کهگیلویه و بویراحمد حاصل گمنامی آن

شاید یکی از مشکلاتی که تاکنون گریبانگیر این استان بوده و باعث توسعه نیافتگی آن شده است ناشناخته بودن و عدم معرفی صحیح این استان به سایر نقاط کشور است.

خیلی از مردم و مسئولان کشور شناخت صحیحی از این استان ندارند و حتی نمی دانند کهگیلویه و بویراحمد در شرق، غرب، جنوب و یا شمال کشور است.

شاید تصور آنان از کهگیلویه و بویراحمد گمنام که یکی از استانهای پرآب کشور و دارای بیشترین سرانه جنگل و مرتع و یکی از نقاط زیبای گردشگری در کشور بوده و تولید 17 درصد از نفت کشور را بر عهده دارد، استانی محصور در بیابان و برهوت باشد و براین اساس شاید این عدم شناخت ظرفیتهای استان، منجر به عدم سرمایه گذاری در این استان شده است.

این در حالیست که هر کس برای اولین بار قدم به خاک این دیار می نهند زبان به تحسین ظرفیتها و طبیعت خدادادی و فرهنگ مهمان نوازی مردمان آن می گشاید.

بارها شده که حتی مسئولان کشوری، این استان را با چهارمحال و بختیاری، لرستان و جاهای دیگر اشتباه گرفته اند و حتی مجریان توانمند رسانه ملی ما از تلفظ صحیح نام کهگیلویه و بویراحمد عاجز هستند که این مسئله گروهی را به این اشتباه انداخت که محرومیت استان حاصل نام بد قلق آن است و بر این اساس به فکر پاک کردن صورت مسئله افتادند.

گرچه در بن بست قرار گرفتن این استان به واسطه عدم وجود راه های ارتباطی مطلوب به استانهای همجوار در بخشی از این گمنامی موثر بوده اما در حال حاضر و در عصر ارتباطات و اطلاعات که اینترنت، جهان را به دهکده ای بدل کرده است، این گمنامی را در جای دیگری باید جست، شاید بتوان عدم وجود فرهنگ کتابت در این استان را یکی از دلایل این گمنامی بر شمرد.

با این حال مطبوعات این استان که هنوز دوران نوجوانی را سپری می کنند، نتوانسته اند این ضعف را جبران کنند و به معرفی صحیح استان بپردازند.

مطبوعات این استان جهت توسعه و بالندگی خود و پویایی و توسعه فرهنگی استان که مقدمه سایر توسعه هاست، نیاز به حمایت های بیشتری از سوی مسئولان دارند که این با افزایش آستانه تحمل و نقدپذیری، عدم توجه به گرایشات سیاسی و منطقه ای در حمایتها و توجه به نقش مطبوعات در تنویر افکار عمومی، انتقال مشکلات جامعه، روشنگری و فرهنگسازی، از سوی مسئولان محقق خواهد شد.

Advertisements