بیمارستان عشایر خرم آباد، درمانگاه یا چاله میدون؟

بیمارستانقصه برهم زدن نظم اورژانس بيمارستان شهداي عشاير خرم‌آباد ‌ كه بزرگ‌ترين بيمارستان لرستان است واقعيت دارد اگر مي‌توانيد، فقط يك روز به اين مركز درماني برويد تا ببينيد… اول مصدوم يك تصادف دلخراش را كه فقط چند ثانيه با مرگ فاصله دارد به اورژانس بيمارستان شهداي عشاير خرم‌آباد آوردند؛ مصدوم فوت كرد اما همراهان مصدوم، اورژانس را به هم ريختند…

دوم ‌ مردي كودك 5 ساله‌اش را روي دست. هراسان و گريان به اورژانس آورد. گريان و نالان كه: فرزندم شيئي را بلعيده. هر چقدر تلاش كرديم آن را از گلويش خارج كنيم موفق نشديم. كودك اما 3 دقيقه بعد چون نتوانستند راه مسدود شده تنفس‌اش را باز كنند در اورژانس تسليم مرگ شد.
چه پدر، چه همراهان كودك، چون پزشك و كاركنان اورژانس را در مرگ كودك مقصر مي‌دانستند در يك چشم به هم زدن اورژانس را به هم ريختند…

سوم پيرمردي 85 ساله روستايي، مدت‌هاست نفس‌هايش به شماره افتاده. ديگر نه كسي را مي‌بيند نه كسي را مي‌شناسد، همراهان حدودا 10 نفرند. پيرمرد در همان لحظات اول در اورژانس جان به جان آفرين تسليم مي‌كند. همراهان او كه عدم رسيدگي پزشك و پرستاران را عامل مرگ وي مي‌دانند، در يك لحظه، پزشك و پرستاران را به باد كتك گرفتند….

قصه برهم زدن نظم اورژانس بيمارستان شهداي عشاير خرم‌آباد ‌ كه بزرگ‌ترين بيمارستان لرستان است واقعيت دارد اگر مي‌توانيد، فقط يك روز به اين مركز درماني برويد تا ببينيد…

مسوول اورژانس اين بيمارستان به خبرنگار جام‌جم گفت: بيمارستان شهداي عشاير تنها بيمارستان جنرال لرستان است كه بيش از سه برابر ظرفيت به بيماران سرويس ارائه مي‌دهد. به عبارتي، بيمار اورژانسي از نظر درمان ومراقبت اولويت‌بندي مي‌شود.

منوچهر نصيري با اشاره به اين‌كه اولين هدف در اورژانس تشخيص شدت بيماري يا وسعت صدمه سپس اولويت درمان است، اظهار كرد: سال گذشته حدود 29 هزار بيمار و مصدوم براي درمان به اورژانس مراجعه كردند كه بيش از 18 هزار و 300 نفر بستري و بيش از 10 هزار نفر به صورت سرپايي مداوا شدند ضمن اين‌كه 78 نفر آنها حين اعزام يا قبل از رسيدن به اورژانس فوت كرده و272 نفر نيز به دليل جراحات يا شدت بيماري در اورژانس فوت كردند و البته اين تعداد افراد فوت شده در اورژانس خرم‌آباد با استانداردهاي كشوري مطابقت دارد.

وي با اشاره به اين موضوع كه گاهي همراهان برخي از بيماران به تجهيزات اورژانس آسيب مي‌رسانند يا با چاقو، چماق و اشياي ديگر به پزشك و پرستاران حمله مي‌كنند، افزود: كادر پزشك و پرستار مركز اورژانس در خرم‌آباد، تامين جاني و امنيت رواني ندارند و همواره مورد تعرض جاني و شخصيتي قرار مي‌گيرند.

نصيري گفت: در صورت سهل انگاري پرسنل اورژانس، قانون مرجع رسيدگي است نه چوب و چماق!

دكتر محمود امرايي، مدير عامل مركز آموزشي ‌ درماني شهداي عشاير خرم آباد با اشاره به قوانين و ضوابط علم پزشكي به جام‌جم گفت: در بسياري از موارد، ارائه خدمات پرستاري ارجح برخدمات پزشكي است اما همراهان بيمار به خاطر ناآگاهي، روي خواسته خود پافشاري مي‌كنند و همين امر موجب اخلال در نظم اورژانس مي‌شود.

دكتر امرايي افزود: وقتي كساني، يك بيمار يا مصدوم بدحال را به اورژانس مي‌آورند، علي‌رغم اين‌كه مي‌دانند بيمار يا مصدوم شان به دليل شدت جراحات وارده در حال مرگ است در آخرين لحظه از مسوولان اورژانس، انتظار معجزه دارند و در صورت فوت بيمارشان، بلافاصله به فحاشي، تهديد وآسيب رساندن به كاركنان و تجهيزات اورژانس مي‌پردازند.

در اين رابطه،‌ فرهاد طهماسبي، كارشناس ارشد جامعه شناسي گفت: تركيب قومي ‌و طايفه‌اي داراي جايگاه قدرتمندي در مناسبات اجتماعي استان است بنابراين، فرد بدنبال نقطه اتكايي براي خود است و اگر قانون، اين نقطه را بخوبي ايجاد كند حلقه پيوند فرد با طايفه متعادل‌تر مي‌شود.اين استاد دانشگاه با بيان اين‌كه حس عاطفي، چشم عقل را كور مي‌كند، درخصوص تعرض بعضي از همراهان بيمار به پزشكان گفت: افراد همراه بيمار تصور مي‌كنند مسوولان اورژانس در مرگ هم طايفه‌اي آنان مقصر هستند. عكس‌العمل نامطلوبي از خود نشان مي‌دهند يا به افراد و تجهيزات آنجا آسيب مي‌رسانند؛ حال آن‌كه در صورت سهل‌انگاري در اورژانس، مرجع رسيدگي قانوني وجود دارد و پذيرفته نيست كسي به خاطر تاثر و اندوه ناشي از مرگ بيمار به افراد و تجهيزات درماني آسيب برساند.

طهماسبي براي متوقف كردن حمله بعضي افراد همراه بيمار به اورژانس دو پيشنهاد دارد؛ اول: وارد عمل شدن دستگاه‌هاي فرهنگي براي تبديل كردن وابستگي‌هاي طايفه‌اي كه لازمه اين كار سرعت عمل و هماهنگي قوي «بيناگروهي» است و اگر مجريان قانون به اين مساله كم توجهي كنند، زحمات ديگران بر باد خواهد رفت.

دوم اين‌كه؛ نقطه ثقل براي تبديل وابستگي‌هاي طايفه‌اي در اجراي قانون، قوه قضاييه است زيرا اگر قانون به‌طور كامل در جامعه اجرا شود وابستگي طايفه‌اي كاهش مي‌يابد ضمن اين‌كه تقويت فيزيكي وعيني مراكز درماني از سوي ضابطان (نيروي انتظامي) مهم است.

خرم‌آباد – محمد فيضي، خبرنگار جام‌جم:

Advertisements

4 دیدگاه برای «بیمارستان عشایر خرم آباد، درمانگاه یا چاله میدون؟»

  1. حامد حاتمی کارگردان لرستانی در گفتگو با کوهستان سرد عنوان کرد: رفتار یک طرفه ی صدا وسیما باعث ریزش مخاطبانش می شود.

  2. کلاً این مطالبی که ارائه فرمودید خلاف واقع و برعکس عملکرد پرسنل می باشد و بنده یک بار حرکاتی از پرسنل محترم و حتی یک نفر از پزشکان ماشااله تنومند بیمارستان با یک نفر از همراهمان بیمار دیده ام که دور از شان و نزاکت افراد تحصیل کرده می باشد

  3. سلام
    وقتی میشینیم توی جعبه ی جادویی میفرماییم کی میگه همه چی گرونه .خوب باید یه چیزایی ارزون بشه برای بالانس تورم. بهترین چیز جون آدمیزاده.اگر بپذیریم نیروی انسانی مبنای اقتصاد و جامعه شناسی و …. است .با یه حرکت گازانبری میتونیم با ارزون کردن نرخ آدم کل معادلات رو به هم بریزیم.تورم از دو رقمی بشه یه رقمی.سود بانکی قراربود سالی دو درصد کم بشه و اقتصاددانان گفتن نمیشه ما کردیم و شد!!!!شاه فلان فلان شده میخواست با کنترل جمعیت ،همسو با استکبار جهانی امار مسلمینو کم کنه تا آمریکا بیاد بیچاره مون کنه.
    ما بعدا فهمیدیم که بابا شاه بیسواد این طرح رو نداده بوده و متخصصان شریف ایرانی پیشنهاد داده بودن.خیلی دیر ما گفتیم الیوم استعمال فرزند بیش از دو تا ممنوع.(البته استعمال چیزایی که فرزند رو سه تا و بیشتر میکنه).
    چی شد؟؟ هیچی ! الان که اون انفجار جمعیت رو دستمون باد کردن ،چشم ندارین ببینین توی اورژانس بیمارستان ها دارن کنترل جمعیت میشن.
    من یه بار رفتم بیمارستان عشایر تا سه روز حالت تهوع داشتم . به همه ی کسانی که قصد رژیم گرفتن دارن توصیه میکنم هفته ای دو بار تشریف ببرن اونجا .
    آقا نکته ی جالب!!!!! جذب توریست !!! رژیم درمانی!!! کاهش وزن در یکماه با ملاقات بیماران !!!!تهوع مجانی!!! کاهش دور باسن و رفع چروک چشم – با از حدقه دراوردن چشم همراه.!!!!به جان خودم نه جان شما هم نه. یه زیر گذر اساسی کم داره این بیمارستان

  4. به اين اقاي امرايي رييس بيمارستان بفرماييد اولا برخورد نامناسب دربانها ونگهبانهايشان با مردم را هم توضيح بدهند چون من خودم شاهد كتك خوردن خانمي ميان سال توسط دربانهاي بيمارستان بوده ام زيرا اصرار داشت فرزند رو به موتش را براي اخرين بار ببيند ودوما هركسي گذرش به اين بيمارستان افتاده اونو به اسم كشتارگاه ميشناسه و از بي توجهي پرسنل بيمارستان به مريضهاي اورژانسي كه همه خبر دارند البته اين به معناي ناديده گرفتن زحمات عده اي از پرسنل واقعا سخت كوش انجا نيست

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.