مصاحبه با خردسال ترين عكاس مطبوعات لرستان

آبتينكودكي خردسال با دست‌هايي بزرگ كه بزرگ‌ شدن را لمس مي‌كند و چگونه ديدن را. نگاهش حاشيه‌نشين روزهاي پر از زيتون و برگ است و دست‌هايش عكس باران را چكه چكه مي‌ريزد در پرچين زلال دوربين. كسب مقام خردسال‌ترين عكاس خبري مطبوعات در نخستين جشنواره‌ي مطبوعات استان لرستان توسط آبتين رستمي، بهانه‌اي شد تا پاي صحبت‌هاي تمام قدش بنشينم

سيمره- گروه گفت‌وگو-فاطمه نيازي: تابستان با گرماي دهان‌بازش ته كشيده‌است و دودهاي معلق عصر را فرو مي‌برد در سينه‌ي مريض سكوت با سرفه‌هاي تندي كه انگار آبستن هزاران سال است. كنار تمام خبرهاي داغي كه هيچ‌وقت سرد نشدند، دفتر سيمره، مكاني‌ست تا تو اندكي آرام پلك بزني به دور از تمام هياهوها و در خلوت يك انزواي خود خريده. هياهوهايي كه وجود تو را پر مي‌‌كند و تو احساس مي‌كني چه‌قدر هواي پيرامونت سنگين شده‌است و راه براي تنفسي آزاد بسته. اما اين‌جا تو رها مي‌شوي كنار زلال جاري‌اش و ياد مي‌گيري كه همه‌چيز را نبايد ديد تا بتوان ديد و آن‌چه در اين ميان چشم‌هايت را ذوق‌زده مي‌كند، برگزيده شدن آبتين رستمي، كوچك‌ترين عضو سيمره در نخستين جشنواره‌ي مطبوعات استان لرستان است و معرفي‌اش به عنوان خردسال‌ترين عكاس خبري مطبوعات.
كودكي خردسال با دست‌هايي بزرگ كه بزرگ‌ شدن را لمس مي‌كند و چگونه ديدن را. نگاهش حاشيه‌نشين روزهاي پر از زيتون و برگ است و دست‌هايش عكس باران را چكه چكه مي‌ريزد در پرچين زلال دوربين. كسب مقام خردسال‌ترين عكاس خبري مطبوعات در نخستين جشنواره‌ي مطبوعات استان لرستان، بهانه‌اي شد تا پاي صحبت‌هاي تمام قدش بنشينم و اندكي با او كودك بودن و بزرگ شدن را تجربه كنيم. او سايه‌ها را سياه و سفيد عكس مي‌گيرد و آفتاب را پر رنگ‌تر از انگشت‌هاي مرداد. آبتين متولد ۱۳۷۷ كوهدشت است. كلاس پنجم را تمام كرده‌است. آن‌چه در پي مي‌آيد حاصل گفت‌وگويي است با او.
چه طور شد كه تصميم گرفتي عكس بگيري؟
پدرم قبلاً عكاسي مي‌كرد. من هم تحت تأثير او از پنج سالگي عكاسي كار كردم. اول يك دوربين زِنيت داشتم، بعد از اون سُوني و حالا يك دوربين ديجيتال(canon). پدرم خيلي كمكم كرد تا من عكاسي را بهتر ياد بگيرم.
كدام يك از عكاسان معروف مطبوعات را مي‌شناسي؟
حجت سپه‌وند، سعيد سروش. با حجت سپه‌وند تو خرم‌آباد آشنا شدم، باهاشون از نزديك احوال‌پرسي كردم. اونجا بهم گفتند: پنج‌تا عكس بگير. منم گرفتم و بعد نشونشون دادم. وقتي عكس‌هارو ديد گفت: تو عكس‌هات خوبند ولي كادر‌بنديش خوب نيست. با يكي ديگه از عكاسان معروف كه يك ايراني تبعه‌ي آلمان بود هم از نزديك ملاقات داشتم ايشون عكاسي مستند كار مي‌كردن عكساشم خيلي جالب بودن.
شده سوژه‌اي را شكار كني اما آن لحظه دوربين كنار دستت نباشد؟
هميشه كه نه، وقتي من بيرون مي‌رم يا كاري برام پيش مي‌ياد دوربينو با خودم نمي‌برم. بعضي وقت‌ها هم دوربين داخل ماشين جا مي‌مونه. يه روز من تو خيابون رد مي‌شدم، بچه‌اي رو ديدم اون روي عابربانك نشسته بود(معصومانه مي‌خندد) اين سوژه‌اي بود كه از دستم رفت و ناراحت شدم.
معمولاً توي شهرهاي كوچك زنان چندان تمايلي ندارند كه غريبه‌ها از آن‌ها عكس بگيرند، شده تا حالا سوژه‌ي عكس گرفتنت يك زن باشد آن‌وقت چه واكنشي نشان داده‌است؟
زن‌ها تو تهران يا شهرهاي بزرگ‌تر از اين‌كه ازشون عكس بگيري، ترس ندارند اما زن‌هاي… ترس دارند. اونا فكر مي‌كنن تو از عكس سواستفاده مي‌كني و بعد هم اونو پخش مي‌كني برا همين مي‌ترسن. تو نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران من از زن‌ها خيلي راحت عكس مي‌گرفتم.
تا به حال چه واكنش يا اعتراضي به چاپ عكس‌هايت شده‌است؟
عكسي بود كه اونو زمان انتخابات مجلس گرفته‌بودم. زني كه دست‌هاش مي‌لرزيد و مي‌خواست رأي بدهد … موقعي كه عكس تو سيمره چاپ شد يكي از خبرنگاران سيمره به بانك رفته بود بعد يكي از كارمنداي بانك سر اون داد زده‌ ‌بود كه چرا اين عكسو چاپ كردين؟ يه‌بار هم ماه رمضون، داشتند روزه‌خواري رو شلاق مي‌زدند من از اون صحنه عكس گرفتم. اما يگان ويژه دوربين منو گرفت. گفتم خبرنگارم و كارتمو نشونشون دادم اما اونا منو پاسگاه بردن. پدرم رو خبر كردن كه ما دوربين رو به شما پس نمي‌ديم همه‌ي عكس‌ها بايد حذف بشه. بابام خيلي ناراحت شد و دوربينو مي‌خواست پس بگيره اما اون‌ها گفتن تو دادگاه و پيش قاضي. ما هم عكس رو حذف كرديم و بعد دوربينو گرفتيم. اون عكس رو من خوب هم نگرفتم چون در حال عكس گرفتن بودم كه دوربينو ازم گرفتن.
به‌جز سيمره عكس‌هايت در چه نشريات ديگري چاپ شده‌اند؟
هفته‌نامه‌ي شهروند امروز، همشهري جوان، و روزنامه‌ي سرمايه و بعضي سايت‌هاي خبري.
پس مي‌شود گفت در غياب حقوق عكاس آزاد(free lance) (خيلي خوب منظور مرا درك مي‌كند لزومي به توضيح دادن نمي‌بينم.)

عكاسي كردن خطر هم دارد؟
عكاسي خطرهاي مربوط به خودشو داره. هر شغلي خطر داره. (آبتين به ماده‌ي ۴ قانون مطبوعات استناد مي‌كند) و بعد مي‌گويد:«هيچ مقام دولتي و غير دولتي حق ندارد براي چاپ مطلب و مقاله‌اي درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند.» چون هدف آشكار كردن حقيقته.
از اين‌كه در نخستين جشنواره‌ي مطبوعات استان لرستان عنوان خردسال‌ترين عكاس خبري مطبوعات را كسب كردي چه حسي داري؟
خيلي خوشحال شدم وقتي من لوح‌ تقديرمو گرفتم از خوشحالي گريه‌ام گرفت. قبلاً هم تو جشنواره شركت كردم … مقامي كسب نكردم.
در پايان صحبت‌هايش از آقاي سعيد سروش و پدرش آقاي كيانوش رستمي تشكر مي‌كند و مي‌گويد: ايشون منو خيلي همراهي و كمك كردن.
در ادامه‌ي صحبت‌هايش تأكيد مي‌كند«دوست دارم وقتي بزرگ شدم يه عكاس حرفه‌اي بشم. موضوع عكس‌هام هم مختلف باشه (همه‌چي)…»
از آبتين تشكر مي‌كنم و خداحافظي.
به قول حجت سپه‌وند: وداع با عكاسي آغاز بازگشايي ايستگاه‌هاي خاطره‌هاست

Advertisements