نگاه بختياريها به مسئله مهدویت کلی است

روشن سليماني حجت الاسلام روشن سليمانی: اين حقير نزديك به نيمي از عمر خود را در كسوت روحانيت گذرانده ام… تمام اين سالها را در ميان قوم سر بلند خويش و در كنار آنان سپري كرده ام. حتي چند سال اخير كه در شهر مقدس قم ساكن شده ام نيز از عشق و محبت همتبارانم غافل نگشته ام و نه تنها ارتباطم با آنان كم رنگ نشده بلكه شكلي جهت دار و حساب شده تري به خود گرفته است.

آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)  سرويس نقد و تحليل خبر:حجت الاسلام و المسلمين روشن سليمانی

بسم الله الرحمن الرحيم

اين حقير نزديك به نيمي از عمر خود را در كسوت روحانيت گذرانده ام و قبل از آن نيز دغدغه مذهب داشته ام و تمام اين سالها را در ميان قوم سر بلند خويش و در كنار آنان سپري كرده ام.

حتي چند سال اخير كه در شهر مقدس قم ساكن شده ام نيز از عشق و محبت همتبارانم غافل نگشته ام و نه تنها ارتباطم با آنان كم رنگ نشده بلكه شكلي جهت دار و حساب شده تري به خود گرفته است.

همه اينها را گفته ام تا مقدمه اي بر يك مطلب باشد نه اينكه در صدد اثبات ارادت و محبت خويش به ايل و تبارم باشم كه من نيز قطره اي از درياي مواج عشق زلال مردم سرزمين آب و آفتابم كه در بي كرانگي اين عرصه به چشم نمي آيم. اينها را گفتم كه بگويم تقريبا» شناخت عميقي از فرهنگ ايلي و باورهاي مذهبي عزيزانم دارم.

گفتم كه بگويم بختياريها را بايد از يك منظر به چند دسته تقسيم كرد:
1-آنان كه هنوز به سنت نياكان كوچ مي كنند و در دام تجدد نيفتاده اند.
2- آنان كه به كلي از ايل و تبار بريده اند و حتي يادشان رفته است كه از كجا سر چشمه گرفته اند.
3- آنان كه جسم شان سالي دو بار همراه ايل ييلاق ، قشلاق نمي كند ، اما روحشان هر لحظه در مسير كوچ در جريان است.

همين تقسيم بندي را مي توان در بسياري از مسايل فرهنگي و عقيدتي بختياري مورد استفاده قرار داد، كه من نيز در اين بحث از آن بهره خواهم برد.

موضوع سخن ما در ايل بختياري است، من بارها گفته ام كه نگاه بختياريها به دين، كلي است.

انتهاي پيام/

اينان مردمان دين باوري هستند كه به آنچه مي دانند عميقا» پاي بندند . دسته اولي كه در تقسيم بندي آوردم غالبا» دين باوراني هستند صادق كه به دلايل زيادي از حيث شناخت دقيق عمل به فرامين و دستورات عملي مذهبي دچار ضعفند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:

الف- عدم اسكان ثابت و مرتبط نبودن با كانونهاي ديني
ب- حضور كمرنگ و شايد بي رنگ مبلغان ديني در ميان آنان (هر چند در سالهاي اخير در برخي مناطق حركات بسيار اندك اما ارزنده اي آغاز شده است)
ج- كم سوادي يا بي سوادي و به تبع آن شناخت سطحي و ابتدايي از آموز ه هاي ديني (كه البته امري كاملا» طبيعي است)

پس اين دسته از مذهب يك برداشت كلي دارند و شناخت آنها از ائمه (ع) خيلي كلي است و سوالات و شبهات آنان نيز بسيار ساده و سطحي است و اختلافات طبقاتي مذهبي ميان اين دسته بسيار اندك است و تقريبا» همگي شبيه همند.

اما دسته دوم بختياري ها نسبت به موقعيت جغرافيايي محل زندگي خويش، تحت تاثير فرهنگ و اعتقادات مردمان منطقه محل سكونت خود قرار گرفته اند و آشنايي و پاي بندي آنان به باورهاي ديني و مذهبي شدت و ضعف خاص خود را دارد و اختلاف در تمايلات مذهبي در ميان اين دسته بسيار زياد است.

دسته سوم نيز بينابين است و بيشتر به روحيات و تمايلات شخصي افراد بستگي دارد پس وقتي ما مي گويم بختياري، ملاك ما بيشتر دسته اول و سوم هستند، يعني آنان كه اسما» و رسما» بختياري هستند و لو اينكه كوچ نكنند.

مذهب و آموزه هاي ديني هم در ميان آنان متفاوت است اما در بين اكثر آنها كلي است. در باب امامت نيز همين گونه است، آنها چند امام را بيشتر مي شناسند و علاقه منديشان به اين چند بزرگوار بيشتر است.

رسول اكرم (ص)، اميرالمومنين (ع)، حضرت زهرا (س)، امام حسين (ع)، امام رضا(ع) و امام عصر (عج) شايد در ذهن اكثر بختياريهاي دسته اول و عده اي از دسته سوم ،امامت همين باشد همين.
شناخت آنان در مورد همين تعداد از ائمه نيز غالبا» سطحي و كلي است.

در مورد امام عصر (عج) و فلسفه وجودي او زياد نمي دانند و شبهات آنان نيز در اين مورد بسيار ابتدايي و معمولي است، اما در همين اندازه نيز بسيار پاي بند و صادقند.

اينها براي بختياري (دسته اول) عيب نيست، اين شرايط نوع زندگي و معيشت آنان است. اگر ضعفي هست از من و امثال من است كه كم كاري كر ده ايم زيرا دين بدون تبليغ و تبيين گسترش پيدا نمي كند، لذا به قول دوست و همتبار ارجمندم جناب اردشير صالح پور، بختياريها مردماني هستند كه در اصول كلي مذهبي معتقدند اما در فروع و احكام عملي شريف دچار ضعفند.

به باور بنده اين نيز ضعف من نوعي است كه پيام دين را شايسته و بايسته به اين مردم پاك، صادق، با صفا و زلال نرسانده ايم.

 

Advertisements