روزگار سپري شده شير سنگي بختياري

6343636367890970kدیریست که روزگار برای شیرهای سنگی نماد لرهاي بختياري دیگر شده است و آنها با بُغض سنگی خویش بی مهریهای زمانه را به تماشا نشسته اند و دم بر نمی آورند. سودجویان و سوداگران آثار باستانی و اشیاء عتیقه، بی هیچ ترس و واهمه ای به جان شیرهای سنگی که روزگاری نماد عزت و سربلندی قوم بختیاری، و بلکه همه اقوام ایرانی بودند افتاده و از راه قاچاق و فروش آنها ارتزاق می کنند   

انسان از زمانی که توانست سنگتراشی بیاموزد و به ساخت آثار و اشیاء سنگی بپردازد، کم کم دریافت که می تواند باورها، اعتقادات و اندیشه های خود را نیز بر روی سنگ ها نقش و حک کند و به این ترتیب به آنها جاودانگی ببخشد.

از طرفی او در گذر ایام آموخت که هر حیوانی نماد و مظهر یک یا چند ویژگی و خصلت خوب یا بد است. از اینرو اسب به عنوان مظهر نجابت، شکوه و زیبایی، گاو مظهر فراوانی و برکت، سگ مظهر وفاداری و روباه مظهر مکر و فریب شناخته شدند. در این بین شیر نیز به عنوان مظهر و نماد صلابت و قدرت و شجاعت دانسته شد.

در این مرحله لرهاي بختیاری با هوشمندی تاریخی و درک و دریافت ویژه و ارزشمندی که داشت نماد شیر را برای خود برگزید. پس به جان صخره ها و سنگ ها افتاد و با ابزار و آلات حجّاری و سنگ تراشی که در اختیار داشت پیکره هایی سخت زیبا، خوش تراش و صیقل یافته از شیر خلق کرد و آن ها را بر روی گور بزرگان و عزیزان از دست رفته خود، که از شجاعت و زورمندی و جنگاوری بهره ها داشتند قرار داد. به همین خاطر تا همین اواخر منظره و چشم انداز گورستانهای قوم سرافراز بختیاری به خاطر آن همه شیر سنگی هر بیننده و رهگذری را تحت تاثیر قرار می داد و هول و هراسی توام با غرور  در دل او پدید می آورد.

البته  شیر سنگی برای بختیاری ها تنها نماد غیرتمندی و بی باکی و زورمندی نبود، بلکه این قوم چون شیعه و پیرو علی بن ابیطالب، شیر بیشه ایمان و پهلوان همه دورانها بود، از این رو ارزش و مفهوم  ولایتمداری و پایبندی به مرام و مسلک آن امام هُمام و آیین سرافراز تشیع را نیز در نظر گرفت و این ارزش ها را در قالب تسبیح، که نماد و مظهر پارسایی و نماز و نظر پاکی است، بر روی پیکره شیر سنگی حک کرد و به آن تجلی بخشید.

اما دیریست که روزگار برای شیرهای سنگی دیگر شده است و آنها با بُغض سنگی خویش بی مهریهای زمانه را به تماشا نشسته اند و دم بر نمی آورند. در خبرها آمده بود که سودجویان و سوداگران آثار باستانی و اشیاء عتیقه، بی هیچ ترس و واهمه ای به جان شیرهای سنگی که روزگاری نماد عزت و سربلندی قوم بختیاری، و بلکه همه اقوام ایرانی بودند افتاده و از راه قاچاق و فروش آنها ارتزاق می کنند.

شیرهای سنگی دیریست که از خاطره ها رخت بر بسته اند و سازمان میراث فرهنگی کاری نمی کند. زنده یاد حمید مصدق شاعر نوپرداز معاصر، روزگار سپری شده شیرهای سنگی را در قالب قطعه ای تاثیرگذار به خوبی به تصویر کشیده است. فراز پایانی این قطعه چنین است:

ای شیر سنگی
ای تو چنین واژگونه بخت
ای سنگ سرد سخت
همدرد تو منم
من نیز در مصیبت تو گریه می کنم.

اما به راستی چه شد که چنین شد و این مصیبتی که حمید مصدق از آن نام می برد کدام است؟ پاسخ چنین پرسشی را شاید بتوان در فیلم «شیر جنگی» ساخته تحسین برانگیز مسعود جعفری جوزانی، کارگردان تحصیل کرده، صاحب سبک و لُرتبار سینمای ایران جست. داستان فیلم به طور خلاصه از این قرار است:

« جسد یک نفر انگلیسی که به وسیله داس به قتل رسیده است، در یکی از مناطق بختیاری روی لوله های نفت پیدا می شود. کوهیار، علی یار و خدامراد – که کارش ساختن شیر سنگی است – جسد را می بینند و آن را دفن می کنند. یک نفر مامور دولت به نام عامری با همراهی و راهنمایی یک نفر دیپلمات انگلیسی برای پیگیری ماجرا و دستگیری قاتل به منطقه اعزام می شوند. عامری کوهیار را قاتل می داند. بین کوهیار و فرد دیگری به نام نامدارخان که هم طایفه ای علی یار است بگو مگو  و نزاع  در می گیرد. متعاقب آن علی یار کشته می شود و قشون دولتی وارد عمل می شوند و ماجرا آن طور که دیپلمات انگلیسی خواسته است  پیش می رود و برادر کشی و خونریزی به راه می افتد.»

536745789hgik

به این ترتیب کارگردان فیلم با پیش کشیدن کدها و مفاهیمی همچون لوله های نفت، دیپلمات انگلیسی، شیر سنگی و مامور دولت، به درستی و با هوشمندی مدعی می شود که آنچه که باعث شده تا روزگار شیرهای سنگی این چنین باژگونه و تاثّر برانگیز شود همانا حیله گریها و توطئه آفرینی های روباه پرفریب و مکار استعمار انگلیس بوده که توانسته با فتنه انگیزی و ایجاد تفرقه و برادرکشی در میان مردان ایل بختیاری از فرصت استفاده کرده و ثروت سرشار خدادادی نفت مردم این سامان را چپاول کند.

با همه این احوال نومید نباید بود، چرا که در روزگار و زمانه حاضر نیز می توان با بازیابی و برکشیدن مفهوم والا و ارجمندی همچون شیر سنگی، یاد و خاطره همبستگی ها و برادریهای روزگاران پیشین را پاس داشت. بستر فراهم است و کشور ایران و به تبع آن مناطق بختیاری هیچ گاه این همه جوان تحصیل کرده، با فرهنگ و اهل ذوق و مطالعه نداشته است. آمار کتاب ها، نشریات، وبلاگ ها و سایت های پربیننده ای که در مناطق لُرنشین خوانده می شوند به خوبی گواه این مدعاست. البته این رستخیز و رنسانس فرهنگی تا زمانی ارجمند و ستودنی خواهد بود، که در جهت همبستگی با سایر اقوام ایران اسلامی به کار گرفته شود. بر این اساس شیر سنگی حتی این قابلیت را خواهد داشت که به نمادی برای همه ایرانیان تبدیل شود. 

این مطلب در روزنامه ایران، ضمیمه ایران زمین، ویژه نامه لرستان، مورخه ۱۹ آذر ۸۸ چاپ شده است.
با تشكر از جناب آقاي مسعود يوسفي وبلاگ راه ابريشم  http://yousefi14.blogfa.com/

 

Advertisements

6 دیدگاه برای «روزگار سپري شده شير سنگي بختياري»

  1. اون موقع که این شیرها را می گذاشتن مردم لر اتحادی داشتن و ر مه ای و دو لتی و قدرتی و شو کتی اما حالا چی!!!!!!!
    نه تشی نه چاله ای نه همدرنگی!
    کس نیا کس نیروه کس نیده دنگی!

    حا لا فقر و اعتیاد و عقب ماندگی تو سعه ای سر زمین های لر نشین کار را به جایی رسانده است که بعضی روباه صفتانه طمع به تاراج شیرهای سنگی سرزمین های شیران نموده اند!!!!
    واقعا بیدادمه سی شیرو!!!

  2. بودن و یا نبودن شیر سنگی مهم نیست. مهم این است که لرها افتخار جمهوری اسلامی ایران هستند!

  3. آقا یا خانم ایراندوست،یعنی چه که بودن و یا نبودن شیر سنگی مهم نیست! هنوز بعد از چند ماه هر وقت به تصاویر تخریب نقاشی های غار باستانی میر ملاس واقع در کوهدشت نگاه می‌کنم اشك در چشمانم حلقه می‌زند. راجع به اینکه ما لرها افتخار فلان حكومت یا فلان دولتیم، وضعیت اسفبار معیشتی ما مردم لر با وجود منابع غنی نفت و گاز در سرزمین هایمان خلاف گفته شما را ثابت می‌کند!

  4. با سلام، وبلاگ راه ابریشم با مطلب: یک مرد، یک شهر(زندگی و خدمات زنده یاد علی محمد ساکی، شهردار اسبق خرم آباد) به روز شد.

  5. درخت بایداری بیر نیبو هر اهن کهنه ای شمشیر نیبو کوهستان بلند بختیاری دمونی بی بلنگ وشیر نیبو

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.