نگاهی به بختياري زدایی در کتب درسی و آثار تلویزیونی

محسن صيدالي، ايبنانيوز : نادیده انگاشتن جایگاه اقوام ایرانی از جمله قوم لر در آثار تلویزیونی و نیز روند رو به تزاید و تدریجی حذف و یا کمرنگ کردن نام آنان در کتابهای تاریخی و حتی کتابهای درسی، جفا به تاریخ و فرهنگ ایران زمین در سالیان اخیر است… بر هیچ ایرانی اندکی تاریخ کشور خود را مطالعه نموده باشد، پوشیده نیست که نیروهای فاتح بختیاری به رهبری سردار اسعد بختاری و… با فتح اصفهان و تهران و سپس با اتحاد با مجاهدین ديگر توانستند شاه مستبد قاجار را تا سر حد پناهندگی به سفارت روس در تنگنا قرار دهند. در سریال سالهای مشروطه علاوه بر ناديده گرفتن نقش لرها، تقلیل و تحقیر شخصیت چهره سردار اسعد بختیاری به نحو برجسته ای به چشم می خورد  

 

تاریخ هر کشور، عرصه بروز حوادث و رخدادهای گوناگونی است که در فراز و نشیب های طولانی خود، عناصری اعم از انسان ها، محیط ها و نواحی جغرافیایی و نیز تقابل و یا تعامل ملت و حاکمیت را در خود نهفته دارد. در گذار تاریخی، برای هر ملت در عرصه های گوناگون حیات آن ملت، زمینه هایی برای مشارکت، موافقت و مخالفت، نهضت، قیام و حتی بی تفاوتی سیاسی و اجتماعی می تواند متصور باشد. اقوام و مردمان ساکن در مناطق مختلف هر کشور نیز توانسته اند به فراخور توانمندی ها و میزان و درجه آگاهی خود در روند حوادث تاریخی نقش آفرین باشند.

 

در کشور پهناور ایران، لرهاي بختياري همواره و در همه حال، در حوادث تاریخی نقشی موثر و توأم با حد اعلایی از شعور و آگاهی سیاسی تا مراحل بسیار اساسی و حساس سیاسی و اجتماعی ایفا نموده است. از جمله مهمترین حوادثی که می توان در طول تاریخ ایران نقش و اثر اقدامات این قوم را ملاحظه کرد، مقابله و مقاومت این قوم با سپاه اسکندر در حمله به ایران، حمایت از دولت شیعی صفوی، نقش داشتن در حوادث دوران شاه، و نیز حضور در فتوحات و لشکر کشی ها به هندوستان و گشودن قلعه قندهار و نهایتاً نقش آفرینی در تثبیت و تحکیم قدرت دولت افشاریه اشاره داشت. حضور سران بختیاری از جمله ابوالفتح خان و علیمردان خان در کنار کریم خان زند و در تثبیت دولت زندیه و مهمتر از همه حضور بختیاری ها به سرکردگی رهبران خود در حوادث یاد شده در وقایع سالهای مشروطه، تنها گوشه هایی از حماسه آفرینی ها و مجاهدت های ایل بختیاری بوده است.

 در روزگار ما در راستای پاسداشت تاریخ، شناساندن و معرفی رخدادهای تاریخی و وقایع گذشته، علاوه بر اینکه از روشهای تحقیق تاریخی و تاریخ نگاری استفاده می شود، از روش های هنری و رسانه ای نیز در این زمینه بهره گیری می گردد. و از این قبیل نمونه ها می توان برنامه ها و مستندهای تاریخی، مصاحبه ها و مناظره ها، مجموعه های تاریخی و فیلم های سینمایی و… را نام برد.

 شایان ذکر است که هر کدام از روشهای رسانه ای فوق، دارای ویژگیها و شرایط خاص خویش هستند؛ با این تفاوت که سریال ها و مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی به نظر نگارنده، به دلیل روح و فضای حاکم بر آنها، کثرت مخاطبین و نیز اثرات تأخیری و درازمدتی که تا مدت های بسیار مدید بعد از پخش خود در جامعه ایجاد می کنند، دارای جایگاه و اهمیت بیشتری هستند.

 اما آنچه در این مجموعه ها به کرات مورد غفلت و ساده انگاری واقع شده است، عدم پرداختن به جنبه های موثر تاریخی و نیز نیروها و عوامل اثرگذار و افراد، اقوام و گروه های فعال در روند شکل گیری و حادث شدن رویدادهای تاریخی است.

 نادیده انگاشتن نقش و جایگاه اقوام ایرانی از جمله قوم بختیاری در مجموعه های تاریخی و نیز روند رو به تزاید و تدریجی حذف و یا کمرنگ کردن نام آنان در کتابهای تاریخی و حتی کتابهای درسی، از جمله ستم ها و جفاهای ناروای تاریخی به تاریخ و فرهنگ ایران زمین و فراموشی عامدانه حماسه ها در سالیان اخیر است.

 از سوی دیگر پرداختن به ماجراهای ساختگی، صحنه ها و لوکیشن های بی ربط با حقایق تاریخی و مسائل حاشیه ای و دور از واقعیات علمی و تاریخی از ویژگیهای منفی مشهود در این مجموعه هاست؛ که بالطبع اثرات منفی و تبعات جبران ناپذیر خود را در پی خواهد داشت.

 در سریال سالهای مشروطه به کارگردانی محمدرضا ورزی که اخیراً از تلویزیون پخش شد، تمامی موارد بالا به علاوه تقلیل و تحقیر شخصیت چهره ای فرامنطقه ای، فراقومی، ملی، آگاه و تأثیرگذار چون حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری به نحو برجسته ای به چشم می خورد. علاوه بر اینکه فراموش کردن و نسیان معنی دار و برجسته ای نیز در خصوص نقش بختیاری ها و سایر مجاهدین کشور در حوادث سالهای مشروطیت به وجود آمده است.

 بدین لحاظ جا دارد که در این سریال و مجموعه ها و فیلم هایی از این دست، به جای پرداختن به حواشی و مسائل بی قدر و کم بهای داستانی و عامه پسند، به جنبه های اثرگذار هنری و تحلیلی فیلم در راستای اعتلای آگاهی جامعه در حوزه های تاریخی و تحولات سیاسی و اجتماعی کشور بیش از پیش مداقه و عنایت لحاظ گردد .

 بر هیچ ایرانی آگاهی که اندکی تاریخ کشور خود را مطالعه نموده باشد، پوشیده نیست که نیروهای فاتح بختیاری به رهبری ضرغام السلطنه، صمصام السلطنه و سردار اسعد بختاری با فتح اصفهان و تهران و سپس با اتحاد با مجاهدین گیلان و تبریز، به رهبری محمد ولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) و ستارخان و باقرخان، توانستند شاه مستبد قاجار را تا سر حد پناهندگی به سفارت روس در تنگنا قرار دهند و با تثبیت نهضت مشروطیت، اقداماتی بی نظیر را به انجام رسانند.

 جالب توجه است که امروزه از سرداران مشروطه چون شخصیتهای نامبرده و مجاهدت آنان در راه استقلال، حریت و آزادی در ایران زمین به ندرت در کتب تاریخی و حتی درسی نام برده می شود. و جالبتر اینکه اخیراً و در سریال ها و فیلم های ساخته شده نه تنها یادی از آنها نمی شود و صحنه های رشادت ها و مجاهدت های آنان به تصویر کشیده نمی شود، بلکه بعضاً با تحقیر شخصیت این بزرگان و تقلیل و ساده انگاری نقش آنان در فرایند ایجاد و استقرار حاکمیت قانون و آفرینش نظام مشروطه به عنوان سرفصل دمکراسی و عدالت در ایران، تحریف جفاگونه تاریخ و فراموشی حماسه ها به صورتی توأمان مشاهده می گردد.

 

اینان یا تاریخ نمی دانند و یا گردانندگان اصلی ادوار تاریخی گذشته را نمی شناسند و یا به گفته شاعر، نام بزرگان را به نیکی نمی برند: بزرگش نخوانند اهل خرد / که نام بزرگان به زشتی برد.

 البته باید توجه داشت که اقداماتی از این دست، به جای پاک کردن صورت مسأله، آن را پیچیده تر می کند. اقداماتی از این دست که با تعمد، غرض ورزی، کینه توزی، حسادت، تمایل به تسویه حساب های تاریخی و یا حتی به خاطر نا آشنا بودن به تاریخ و پژوهشهای تاریخی (و یا به هر انگیزه و دلیل دیگری از سوی تهیه کنندگان سریال ها و یا نویسندگان کتب تاریخی) صورت میگیرد، از نظر و نگاه تیزبین آگاهان، آزادی خواهان و عدالت طلبان و نیز اصحاب فرهنگ، تاریخ و هنر و دیگر هم میهنان به عنوان عناصر تشکیل دهنده پیکره ایران زمین و ملت ایران، دور نمی ماند و واکنشهای ابراز شده به این خبط و خطاهای پیش آمده، بستر و زمینه ای را برای آگاه سازی مردم و فرهنگ سازی در مباحث تاریخی فراهم می سازد.

 نگارنده این سطور، بنا به مسئولیتی که به عنوان یک دانش آموخته و دانشجوی علوم انسانی احساس می کنم، سعی در شفاف سازی اذهان و تحلیل و روشنگری داشته ام و به هیچ وجهی قصد تحریک احساسات و تهییج و تحریض عواطف ایل تباران و همتبارن خویش را ندارم، بلکه به عنوان یک ایرانی دوستدار تاریخ و فرهنگ ایران زمین و معتقد به پاسداشت افتخارات تاریخی ملی و قومی ایران، بر این عقیده هستم که گذشته کلید امروز و چراغ راه آینده است.

 بنابراین توجه به تحولات تاریخی و سیاسی گذشته به ویژه دوران معاصر، از پایه های اصلی برنامه ریزی و توسعه آینده می باشد و رجوع به تجارب تاریخی می تواند از بروز اشتباهات و آزمون و خطا جلوگیری نماید به ویژه که به یاد آوریم برای دستیابی به توسعه، با محدودیت وقت و سرمایه در کشور مواجه هستیم.

 لذا توجه بیشتر و تدبر علمی در زمینه پژوهش های تاریخی مرتبط با ساخت آثار هنری اعم از تلویزیونی و سینمایی می تواند به کشور ما در پیدایش و خلق آثار فاخر هنری تاریخی کمک کند.

 در نظر داشته باشیم که نگارش تاریخ منطبق با واقعیات نه تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی است که در آن می توان روحیه پرسشگری و تداوم و تعالی پژوهشگری را در بین ملت ما فراهم ساخت. علاوه بر آن، چنین رویکردی می تواند با هدایت اذهان سیال دانشجویان و دانش آموزان، نهال کنجکاوی، دانش اندوزی و علم گرایی را نیز به بار بنشاند. و بی شک چنین فرصت گرانسنگی می تواند حفاظت میراث تاریخی و فرهنگی اقوام و نواحی ایرانی را به عنوان بخشهایی از نظام فرهنگی ایران زمین در پی داشته باشد. با امید به رعایت عدل و انصاف در پندار، گفتار و کردارمان.

 

محسن صیدالی بختیاری
دانشجوی دوره دکتری تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی روستایی
دانشگاه شهید بهشتی تهران

http://www.ibnanews.com/pages/?cid=3914

Advertisements

7 دیدگاه برای «نگاهی به بختياري زدایی در کتب درسی و آثار تلویزیونی»

  1. سرداراسعدبختیاری ازنوادگان حیدراست وحیدرخودازاهالی لرستان وجنوب خرم آبادوازخان های ایل پاپی بوده است که بنابه گفته سرداراسعدبه بختیاری مهاجرت نموده ودرآن جا مراتب ترقی راطی نموده است.گذشته ازاین ها لرهای بختیاری ولرستان ازهرنظر سوابق مشترکی دارندوتمام لرهای ساکن ایران وغیرایران باید به شخصیت های تاریخی خودافتخارنموده ودربزرگداشت نام آن هاکوشاباشند سرداراسعدمتعلق به تمام ایران وتمام مناطق لرنشین ایران است.اکنون که برخی قومیت ها دادهویت طلبی سرداده اند آیاوقت آن نیست که مالرهاکه قدیمی ترین نژادساکن ایران هستیم وهمواره به نام بزرگ ایران افتخارکرده وپاسدارایران زمین بوده ایم درراه اعتلای نام لراعم ازبختیاری ولرستانی گامی شکوهمندبرداریم وضمن ارج نهادن به نام مقدس ایران درپی حق وحقوق گم شده ی خودباشیم؟
    این امراتحادویک پارچگی همه لرزبانان ایران عزیز رامی طلبد.به عنوان گام نخست پیشنهاد می شود تندیس هایی ازبزرگان قوم لرهمچون کریم خان وسرداراسعد درخرم آبادودیگر مراکزلر
    نشین نصب گردد.
    بدیهی است منظوراینچانب از حق وحقوق جدایی طلبی وموارد نامبارکی ازاین دست نیست چراکه ایران بالرستان وبختیاری ولرستان وبختیاری باایران زیباست.
    درپایان آیامالرها به این نکته تابه حال فکرکرده ایم که چنددرصد خاک وجمعیت ایران عزیزراشامل می شویم؟؟
    درود برایران وایرانی ودرودبرتمام لرهای ایران عزیز

  2. با سلام
    به نظر حركتي مشكوك براي جداسازي و تفكيك قوميتي «لر ايراني» در حال انجام است. اين اقدام به شكل آشكارا در قبال جداسازي لر و بختياري انجام مي شود.اين حركت مشكوك است و ما در بروجرد به نوبه خود اين حركت را محكوم مي نماييم.
    جداسازي قوميت هاي ايران بر خلاف مردمان آن قومها و بر خلاف جريان تاريخي روا نيست!

  3. با تشكر از دكتر صيدالي به جهت اين مطلب انديشمندانه و در خور تحسين

    در ضمن اين مطلب را به طور كامل در برد آزاد دانشگاه گلپايگان منعكس خواهم كرد.

    بختياري هميشه زنده و سرافراز خواهد ماند.

  4. اقای زاگرسستان!ایاجدایی طلبی تنهابرای شماخوبست؟وقتی شماکه ازهرحیث بامایکی هستیدبه فکرزاگرسستان هستیدبه ماحق دهیدکه بهفکرمملکتی برایخویش باشیم چون مادرواقع خیلی تفتوتهاباانهاکه بالای سرمان هستندداریم.تازه همه چیزداریم:چشمه های نفت مسجدسلیمان وگچساران.دشتهای گندم دره شهروکوهدشت.کوههای سربفلک کشیده ی دناوزردکوه.رودهای خروشان سیمره کرخه دزکارون والبته سواحل نفتی دریای جنوب…چرابااین همه داشته درفقر به سرمیبریم؟چون همیشه درحال غارت شدنیم ودیگرخسته شدیم ومیخواهیم خودمان صاحب خودمان باشیم

  5. با سلام
    بعد از انقلاب قوم لر واقعا مورد كم لطفي قرا گرفته است وفقط به ما اين حرف را چسبوندن كه جنگ لرها …ديدني است كه ماها را آدمهاي به دور از تمدن معرفي ميكند ما نه جنگ طلب هستيم ونه سركاري ميشم لطفا به فكر مردم لر باشيد وگر نه همين لرهاي جنگ طلب تا چند سال …

  6. با سلام
    واقعا خیلی نامردی در حق قوم لر کردند
    بیشترین نرخ بیکاری فقر …حق گرفتنی است

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.