تهران كوچك، ايران بزرگ را بلعيد!

كرم تيموري؛ سيمره: شايد شما هم شنيده باشيد كه روزنامه‌اي نوشته بود، كوهدشت كوچك، تهران بزرگ را بلعيد! بنده چنين خبري را مستند نخواندم اما آن‌قدر از زبان مردم نقل مي‌شود كه بسيار بيش‌تر از تيراژ آن روزنامه تكرار شده‌است. ظاهراً به دنبال دست‌گيري چند سارق، تمام مردم و نه برنامه‌ريزان شهري سارق و تمام كلان شهر تهران مال‌باخته به حساب آمده بودند و از قضا اين كلان شهر با هر آن‌چه كه داشت بلعيده شده‌بود! اما امروز حقيقت جوري ديگر آشكار مي‌شود، راه دور نرويم اكنون لقمه‌اي در گلوي تهران گير كرده كه با هيچ آبي بلعيده نمي‌شود، گذشته از گلوي نازك و لقمه‌ي بزرگ، لبريزي معده قوز بالا قوز شده?? و ديگر امكان قورت دادن نيست.?تا آن‌جا كه به ياد دارم نردبان ترقي حاكمان محلي بسياري از شهرهاي كوچك به ويژه نمايندگان مجلس كه ناآگاهانه خود را جزيي از حاكميت به حساب مي‌آورند،

كنون لقمه‌هايي به نام صنعت، مراكز آموزشي، سازه‌هاي زيربنايي و ? از كشور براي شهرهاي كوچك و دورتر از مركز بوده‌است؛ اما در عالم واقع تنها جابه‌جايي مديران، استخدام تحميلي اقوام، سپر بلاي نمايندگان زيرك شهرهاي بزرگ شدن و در خدمت دولت مركزي بودن شاخص‌ترين عملكرد آنان بوده‌است،?آن‌قدر اين لقمه‌ها را از شهرهاي كوچك دريغ كردند و به خورد تهران دادند كه تهران، ثروت و جمعيت ايران را بلعيد! اكنون به جاي ايران يك تهران داريم با اضافه وزني خارج از حد تصور و خفه كننده. مسؤولان مدت‌هاست كه براي وزن كم كردن تهران به دنبال راه چاره مي‌گردند.

مي‌خواهند با كم كردن جمعيت، ترافيكش روان شود، آلودگي‌اش كم شود و ارايه‌ي خدمات آسان‌تر شود. اين تصميم درستي است اما چگونه؟ چگونه بايد از شكم تهران تمام مراكز آموزشي، درماني، صنعتي، اقتصادي، تفريحي و از همه مهم‌تر بيش از ۱۰ ميليون آدم زنده را بيرون آورد؟! هرچند وقت يك‌بار طرحي براي اين منظور پيشنهاد و تا حدودي اجرا مي‌شود اما پس از صرف هزينه‌هاي هنگفت باز هم تهران هر روز چاق‌تر از ديروز مي‌شود! اخيراً طرح خروج كاركنان دولت از تهران حداقل طي دو دوره اجرا شده است. با دادن امتيازهاي فراوان به كاركناني كه حاضرند داوطلبانه از تهران به استان‌هاي ديگر كه معمولاً همان زادگاه است، انتقال يابند! اصلاً مادام كه اداره يا سازماني در تهران مستقر است باور انتقال كارمند به استان‌هاي ديگر براي كم كردن جمعيت ساده‌لوحانه است زيرا وقتي پست سازماني يا خود سازمان از تهران حذف نمي‌شود ناگزير چند ماه بعد بايد كاركنان جديد جايگزين مهاجران شوند وگرنه روال جاري مختل مي‌شود.

?در خوش‌بينانه‌ترين حالت و در درازمدت اين‌گونه جابه‌جايي‌ها تنها تهراني شدن كاركنان ستادي كشور را به دنبال دارد نه كم شدن جمعيت كاركنان را! البته استقبال كاركنان هم از اين طرح‌ها بسيار كم است. به عنوان نمونه بنده كه از شهري كوچك كارمند شاغل در تهران مي‌باشم آن‌قدر زندگي در آپارتمان‌هاي اين كلان شهر برايم سخت است كه با فاصله‌‌ي زماني دو ساعت از محل كار در منزلي مستقل زندگي مي‌كنم و طوري به زادگاهم (لرستان) دل‌بسته هستم كه به‌جز ساعات اداري در محل كار هر جايي ديگر تهران كه رفت و آمد مي‌كنم، شلوار گشاد محلي و كفش‌هاي گيوه‌ام را مي‌پوشم. با اين حال اگر امتيازهاي خروج از تهران دو برابر شود باز هم حاضر به بازگشت نيستم! نه به خاطر آن‌كه در تهران اسكناس و طلا تقسيم مي‌كنند بلكه به خاطر آن‌كه هنوز هم وضعيت به گونه‌اي است كه انگار در شهرهاي كوچك دردسر و بلا تقديم مي‌كنند! و كسي به اين بلاها رسيدگي نمي‌كند.

اين روزها تهران در حال مرگ مغزي و در آستانه‌ي جراحي قرار گرفته و هرآن امكان دارد هر عضوي از بدنش به جايي از كشور پيوند داده شود. مثلاً دانشگاه‌ها، صنايع، وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌ها را بايد به جاهاي ديگر منتقل نمايند شايد اين بهترين راه آرامش تهران و جاري شدن زندگي در ساير نقاط ايران باشد. اما باز مسؤولان و به ويژه نمايندگان شهرهاي كوچك انگار در خواب تاريخي خود به سر مي‌برند و هم‌چنان منتظرند يا امدادي از غيب برسد يا دستوري از تهران! غافل از اين‌كه در اين خصوص آنان وظيفه دارند تحرك بيش‌تري نشان دهند شايد آب رفته باز آيد به جوي. بر اساس طرحي، پيشنهاد شده‌است تا برخي وزارت‌خانه‌ها و مراكز اداري را به شهر پرند واقع در ۳۵ كيلومتري تهران، دانشگاه‌ها و مراكز بزرگ آموزشي را به پرديس واقع در ۳۰ كيلومتري تهران و مراكز صنعتي و خدمات فراشهري را به هشت‌گرد واقع در ۴۰ كيلومتري تهران منتقل نمايند.

به دليل طولاني شدن مطلب از نقد و بررسي كامل طرح فوق صرف‌نظر مي‌شود. تنها به طور خلاصه عرض كنم كه با اجراي احتمالي اين طرح:

-۱پايتخت وسيع‌تر مي‌شود و شلوغي آن براي چند سال در وسعتش گم مي‌شود زيرا اين شهرها تنها ۳۰ يا ۴۰ كيلومتر با تهران فاصله دارند و اين فاصله با امكانات مترو كه وعده داده شده‌است دردسر چندان مهمي نيست كه موجب مهاجرت و خلوت شدن پايتخت شود. هم‌اكنون افرادي با طي مسافت‌هاي طولاني‌تر براي كار هر روز خود را به تهران مي‌رسانند.

?-۲با اين طرح حتا احتمال مهاجرت از سه شهر ياد شده به تهران وجود دارد زيرا آنان مي‌توانند محل كار خود را همان‌جا و محل سكونت را در تهران كه موقتاً خلوت و زيباشده و فاصله‌‌ي چنداني ندارد اختيار كنند تا هم از شلوغي شهرهاي جديد در امان باشند و هم در تهران خلوت شده -كه زيربناي رفاه شهري آن تا سال‌ها پابرجاست- ساكن شوند و با اين حساب تنها بعد از چند سال تهران كه وسيع‌تر شده به همان تراكم جمعيتي سابق و چه بسا بيش‌تر هم مي‌رسد.

-۳اين‌گونه طرح‌ها بار ديگر بودجه‌اي كلان را كه لابد براي جابه‌جايي پايتخت اختصاص داده مي‌شود تنها در ۳۵ كيلومتري و به بهانه‌ي ايجاد ارتباط در مسير همان پايتخت بودجه‌خوار هزينه مي‌كنند! معني آن‌چه تا به حال اتفاق افتاده و از قرار معلوم آن‌چه كه اتفاق خواهد افتاد اين است: ? ايران تو بخواب ما كه هستيم بيدار و همي تهران پرستيم!?

Advertisements

5 دیدگاه برای «تهران كوچك، ايران بزرگ را بلعيد!»

  1. سلام
    آقا من میخواستم در مورد خبر((حیف است که احمدی نژاد برای دو دوره ریاست جمهور باشند))
    نظر بدم .بعد متوجه شدم که اونجا جا برا نظر دهی نذاشتین .با کمال معذرت منم اومدم اینجا نظر ندادم.
    خوب دیگه وقتی یه جایی تشخیص میدن که نظر ندیم مگه مریضیم که نظر بدیم. اصلا به من چه که و همچنین به ما چه که نظر ندادن توی یه قسمت خبری خودش یه نظر باشه.
    خداحافظ

  2. با سلاممجدد
    آقایون و خانم های .موکلین گرامی بنده
    من دنبال شر نمی گردم ها .ولی با این که میدونم توی قسمت ((حیف است که احمدی نژاد دو دوره ریاست جمهور باشند))) نظر نمی شه نوشت. ولی چکار کنم که یه سوال برام پیش اومده و در واقع نظر نمی خوام بدم. و اون اینه که منظور مشخص آقای لاریجانی چیه؟ یعنی حیفه دو دوره یعنی بیشتر از دو دوره؟ یا حیفه دو دوره یعنی یه دوره کافیه؟
    من عذر میخوام اگه بتونین تحقیق کنید و طبق قانون مطبوعات همینجا جواب بدبن ممنون میشم.

  3. متاسفانه این مشکلیه که گریبانگیر تمام شهرهای کشورهای جهان سوم شده به طوری که یک کلان شهر(مگالاپلیس) به صورت سرطانی وغده وار رشد پیدا میکنه وبقیه شهرها مخصوصا شهر های دور از پایتخت عقب میمونن. چند سال پیش برای مهار رشد جمعیت تهران شهر جدید کرج رو احداث کردن و تقریبا موفق بود وجمعیت زیادی رو جذب کرد ولی اکنون میبینیم که کرج خود به چهارمین کلان شهر ایران تبدیل شده و در حال وصل شدن به تهرانه!هرگاه کلان شهری به اندازه ای رشد کنه که دیگه جایی برای رشدنداشته باشه به مرحله تباه شهری(تیرانا پلیس) میرسه ومحل انواع جرم جنایات میشه وبعد از اون به مرحله خودکشی شهر میرسه وشهر بر اثر بیماری یا جنگ و..نابود میشه(شهر رم در استانه رسیدن به مرحله اخره).شاید انتقال پایتخت در ایران بهترین راه حل باشه البته یه جای مناسب با فاصله مناسب نه سمنان!اگه کشور به صورت فدرال اداره میشد(حالا کاری با سیاسیش نداریم)وهر قطب(تهران.مشهد.اصفهان.تبریز.شیراز.اهواز.کرمان.زاهدان)چندین شهررو زیر پوشش خودش قرار میدادو جمعیت به گونه ای متوازن توزیع میشد وعدالت هم رعایت میشد اون موقع اهواز قطب ما میشد وبه صورت یک ایالت فدرال از منابع خودمون وخوزستان مشترکا استفاده میکردیم ودر ازای ابی که به اونجا میره یه چیزی گیرمون میومد.امریکا با همین سیاست به بهترین وثروتمندترین کشور دنیا تبدیل شد.با تشکر از مطالب خوب جناب تیموری.

  4. سلام
    احسن آقای آرین
    حیف که میترسم بیای کاندید بشی نون مارو آجر کنی وگرنه مقادیری از شما تعریف می کردم.
    تهران دارای ویژگی هایی شده که بخش عمده ی نقدینگی کشور رو جذب کرده و روز به روز سیل ورود نقدینگی بهش بیشتر و بیشتر میشه.انتقال پایتخت به نقاط دیگه هیچ تاثیری در این وضعیت نداره. ولی ایجاد قطبهای مد نظر جنابعالی و در صورت رعایت عدالت در توزیع منابع مالی کشور میتونه کمک کنه. این اتفاق باید در یک برنامه ریزی بلند مدت و در قالب مصوبات دولت و مجلس (مشترک)انجام بشه و با وضعیت تصمیم گیری های لحظه ای غیر قابل حصول و نتیجه گیری است.اما آمریکا – – با همه ی برنامه ها و کارهای علمی که توی امریکا انجام شده .متاسفانه دولت امریکا هر جا که کم اورده قوانین و قاعده ی بازی رو رعایت نکرده و قدرت اقتصادی فعلی امریکا ناشی از تصمیم های قلدرانه است . تنها عضو سازمان تجارت جهانیه که هر وقت دوس داره تعرفه ی فولاد رو به نفع خودش بالا و پایین میبره.(نقض همه ی قواعد wto. ایران رو به خاطر یارانه های قند وشکر و چیزای دیگه راه نمیدن و خودشون کل برنامه ریزی هارو به هم میریزن.
    در خاتمه ایران ما نیازمند کار علمی است برای پیشرفت. کار علمی رو انسانهای غیر علمی نمی تونن انجام بدن. انسانهای غیر علمی سدی در برابر ورود انسانهای علمی به عرصه هستند.
    و چند تا نقطه دیگر.

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.