فوتبال؛ بهانه همبستگی قومی و رسانه مطالبات بومی

فوتبال با ظاهر و قوانین به ظاهر ساده‌اش یکی از پدیده‌های پیچیده و چند بعدی روزگار معاصر ماست. به این ورزش می‌توان از دریچه‌های مختلف ورزشی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و.. نگریست. ما باید فاصله جنبش قومی لر را با فوتبال کمتر کرده و پیوندهایی میان موسیقی حماسی لری و شعارهای ورزشی ایجاد کنیم. قطعا با مقداری ذوق و سلیقه می‌توانیم از آهنگ «دسمه بیر تا بکه گل» شعار بهتری از «گل داماش بیرون بیا فصل بهاره» (بر وزن ترانه گیلکی گل پامچال) و از «هالوه گنم خره» شعاری جوان پسندتر از «هللیاس» بندری بسازیم.    

 لور؛ ابراهیم خدایی :
فوتبال با ظاهر و قوانین به ظاهر ساده‌اش یکی از پدیده‌های پیچیده و چند بعدی روزگار معاصر ماست. به این ورزش می‌توان از دریچه‌های مختلف ورزشی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و.. نگریست، به گونه‌ای که از هر دریچه بعدی مجزا از این پدیده را به تماشا نشست. از یک دیدگاه «فوتبال» می تواند تبدیل به رسانه ای برای بیان مطالبات بومی و بهانه ای برای همبستگی قومی و محلی تلقی شود.

 

یک باشگاه ورزشی فوتبال در یک شهر یا استان این فرصت را ایجاد می‌کند که قشر وسیع (و غالبا جوان) از مردم آن منطقه به طور معمول، حداقل دو هفته یک بار، در مکانی (استادیوم ورزشی شهر) «اجتماع» کنند، غیر از آنکه مسابقات خارج از شهر و استان آن تیم هم می‌تواند اهالی این منطقه را در شهرها و استان‌های دیگر (مخصوصا در پایتخت) گرد آورد. همین «جمع شدن» مردم خود سرآغاز ایفاء نقش فوتبال در حیات اجتماعی و فرهنگی و..  آن جامعه است. اجتماعی که در حین تماشای یک مسابقه فوتبال صورت می‌گیرد و در کمتر جاهای دیگری تکرار می شود.

 

به طور سنتی، گروه‌های انسانی در اعیاد و مناسبت‌های ملی و مذهبی، مراسمات خانوادگی، عروسی و عزا، بازارها، و امثال آن «اجتماع» می‌کنند، در طول تاریخ همین اجتماعات باعث نقش‌آفرینی جنبش‌های مختلف مذهبی، ملی و.. بوده است. این اجتماعات می‌توانند به عنوان «رسانه» مطرح شوند. در یک مراسم عروسی و یا یک نماز جمعه و یا یک روز ملی (مثل 22 بهمن) مردم گرد می‌آیند و متناسب با جا و مکان و زمان «اخبار» را رد و بدل می‌کنند، «اندیشه‌ها و احساسات» خود را بروز می‌دهند و احتمالا به «تفاهم و همدلی» می‌رسند و سپس همین روند آنها را به این نتیجه می‌رساند که می‌توانند به «کنش جمعی» دست بزنند.

 

فوتبال هم یک «اجتماع» است که می‌تواند مبدّل به یک رسانه شود. اما از یک سو در فوتبال ابعاد دیگری هم وجود دارد که می‌تواند آن را به پدیده‌ای خاص تر و کارآمدتر برای بیان مطالبات بومی و ابراز همبستگی قومی تبدیل کند. در فوتبال حرکت، رقابت و هیجان وجود دارد، در یک مراسم عروسی  اگر هم رقابتی موجود باشد اما این رقابت هرگز آن گونه که در فوتبال «علنی و هیجان آور و اجتماعی» است، نخواهد بود.

 

مخاطبان فوتبال معمولا قشر فعال و جوان جامعه هستند که اغلب در سنین کار و فعالیت می‌باشند. در جامعه کنونی ما کمتر اجتماعی را می‌توان یافت که به اندازه یک مسابقه فوتبال «جوانان» را مجذوب کند، کمتر رسانه‌ای هست که این قدر به جوانان نزدیک بشود و بتواند آنها را بسیج کند. وقتی یک مسابقه فوتبال را در دایره وسیع‌تر مسابقات لیگ سراسری (مثلا لیگ برتر، لیگ 1، 2 و..) بررسی کنیم بیش از پیش متوجه می‌شویم که این پدیده در ذات خود بهترین پتانسیل برای بیان همبستگی قومی را فراهم کرده است.

 

باشگاه‌های فوتبال در سراسر جهان همیشه تعلق بومی و محلی خود را بروز می‌دهند یک نگاه به لیست اسامی باشگاه‌ها ما را به نتیجه فوق می‌رساند: صنعت نفت آبادان، تربیت یزد، ایرانجوان بوشهر، پیام مخابرات فارس، سپاهان اصفهان، شموشک نوشهر، مس رفسنجان و.. تقریبا تمام باشگاه‌های فوتبال تعلق محلی و قومی دارند، اما برخی باشگاه‌ها فراتر از این رسما یا عملا تبدیل به تریبون جنبش‌های محلی، فرهنگی، قومی و.. می‌شوند، برخی فعالیت‌ها زنده بودن و سرنوشت خود را به یک باشگاه ورزشی فوتبال مدیون است. از جمله قابل توجه‌ترین این تعلقات بومی در مقیاس جهانی، باشگاه «بارسلونا» را می‌توان نام برد که آنرا نماینده جنبش فرهنگی و بومی کاتالونیا می‌دانند. در کشور خودمان هم می‌توان از باشگاه تراکتورسازی تبریز به عنوان تازه‌ترین نمونه نام برد.

 

ما (لرها) و فوتبال

 

در سطور فوق به این نتیجه رسیدیم که فوتبال بستر مناسبی برای فعالیت قومی است. در سال‌های اخیر مناطق لرنشین، پس از مدت‌ها، موفقیت‌هایی در عرصه فوتبال باشگاهی کشور داشته‌ایم که هرگز مورد تحلیل روشن‌فکران بومی قرار نگرفته است. پس از حدود ده سال سکوت مطلق در فوتبال لرستان –غیر از پدیده ابراهیم میرزاپور- دو تیم لیگ یکی به لرستان ما آمدند، هرچند یکی از این دو در فصل گذشته به دسته پایین‌تر سقوط کرد، اما برای شهر خرم‌آباد حتی وجود تیم کوثر در دسته دوم کشور هم غنیمت است و فرصتی برای فعالیت اجتماعی و قومی. در ضمن از جمله مهمترین دستاوردهای فوتبال ما در سال‌های اخیر باید نشریه «لرستان ورزشی» را هم افزود که به نظر بنده حفظ این نشریه حتی از حفظ باشگاه‌های لیگ 1 فوتبال استان هم مهمتر است.

 

در استان‌های لرنشین جنوبی تیم «شاهین بوشهر» در یک شگفتی توانست به لیگ برتر صعود کند، ماندگار شود و در فصل جاری نیز شاهد حضورش در رقابت‌های لیگ برتر هستیم، تیم «شهرداری یاسوج» نیز از لیگ 2 به دسته بالاتر صعود کرده و در این فصل در لیگ 1 بازی خواهد کرد. علاوه بر این، خوزستان به عنوان یک استان که مهد فوتبال است و بخش قابل توجه جمعیت آن هم لر می‌باشند همواره تیم‌هایی در لیگ برتر و لیگ‌های پایین‌تر داشته و دارد. این صعود و سقوط‌ها واقعیت‌های فوتبال ماست، اما روشن‌فکران و فعالان قومی و اغلب رسانه‌های ما از این عرصه غافل هستند. این غفلت تاجایی می‌تواند پیش برود که «فرصت» فوتبال حتی تبدیل به تهدیدی برای «همبستگی قومی» و استانی ما باشد.

 

نگارنده بدون اینکه سابقه فوتبالی یا حتی فوتبال دوستی قابل اعتنائی داشته باشم طی دو فصل گذشته و مخصوصا در بهار گذشته (89) چند مسابقه تیم داماش (گهر) دورود را از نزدیک تماشا کرده‌ام. از یک‌سو مجذوب پدیده اجتماعی «فوتبال» شده‌ام و از سوی دیگر متوجه فرصت‌هایی که در اثر غفلت فعالان لر از دست می‌روند و حتی تبدیل به «تهدید» می‌شوند. دقایق متمادی احساس می‌کردم جوانان شهرم وارد دریای پرتلاطم هیجانی شده‌اند که هیچ برنامه و هدف معقولی برای آن طراحی نشده است، وقتی «لیدر» تماشاگران رسما اعلام می‌کرد «بر و بچ بندر دورود (!) آماده، یک، دو، سه!» و بعد همه با هم شروع به نواختن آهنگ بندری می‌کردند و «هللیاس» می‌خواندند، احساس می‌کردم از موج‌های این توفان «سرگردانی هویتی» سیلی می‌خورند! احتمالا بیش از بنده بازیکنان تیم‌های مهمان تعجب می‌کردند زیرا انتظار داشتند تماشاگران با آهنگ‌های حماسی لری (که قطعا مناسبت بیشتری هم با یک مسابقه ورزشی دارد تا آهنگ‌های بندری) به استقبال‌شان آمده باشند!

 

در حالی‌که طنین شعارهای لری، مخصوصا شعار سنتی «شیر لرستان آمده، داماش  به میدان آمده» و امثال آن بعضا فضای استادیوم را فرا می‌گیرد و از جنبه‌های مثبت تماشای یک مسابقه فوتبال در روزشگاه تختی دورود است، اما متاسفانه بی‌توجهی فعالان لرستان و در عوض فعالیت برخی گرایش‌های اجتماعی «لرستان ستیز» به گونه‌ای پیش می‌رود که بیم داریم این جنبه‌های مثبت هم رنگ ببازد و در عوض «تهدید»هایی از ناحیه این اجتماع برخیزد.

 

چندی پیش یکی از نشریات محلی «لرستان ستیز» در شهری غیر از دورود -که اخیرا هم توقیف شد- به گونه‌ای عمل کرد که بحث بی‌خودی را ایجاد کند به اسم « داماش دورود، نه داماش لرستان»، این مطلب گویا جرقه‌ای در انبار باروت بود و توانست واقعا این دوگانگی را وارد ذهن طرفداران بکند، تا جایی که اخیرا حتی در مقابل آن شعار سنتی –که از روزگار قدیم در تمام مسابقات کشتی، فوتبال و.. همیشه شعار مردم دورود و شهرهای دیگر استان بوده است: شیر لرستان آمده … به میدان آمده-  مقاومت نشان داده می‌شود و با شور کمتری بدان پاسخ می‌دهند.

 

چه باید کرد؟

 

ما باید فاصله جنبش قومی لر را با فوتبال کمتر کنیم، وقایع ورزشی باید وارد تحلیل‌ها و اخبار ما بشود. فعالان فرهنگی و اجتماعی لر باید خود را برای بهره‌برداری از این فرصت آماده کنند. باید پیوندهایی میان موسیقی حماسی لری و شعارهای ورزشی ایجاد کنیم. قطعا با مقداری ذوق و سلیقه می‌توانیم از آهنگ «دسمه بیر تا بکه گل»  شعار بهتری از «گل داماش بیرون بیا فصل بهاره» (بر وزن ترانه گیلکی گل پامچال) و از «هالوه گنم خره» شعاری جوان پسندتر از «هللیاس» بندری بسازیم.

 

برای شعارسازی البته حتما باید چند مسابقه را ببینیم و بخش‌های مختلف هیجان آن را دریابیم. دورودی‌ها در برابر تمارض بازیکنان تیم مقابل برای وقت‌کشی یا فریب داور از شعار «دروزنه، دروزنه!» یعنی «آی دروغگو» استفاده می‌کنند و برای اعتراض به دروازبان برزیلی خودشان که ناشیانه گل می‌خورد از عبارت شوخی «مندز تخمئ نیا» (یعنی مندز دسته گلی به آب داد!) استفاده می‌کنند. باشگاه‌های فوتبال معمولا کانون‌های هواداری رسمی و مردمی دارند که دارای لیدر، پلاکارد، لباس، وبلاگ و.. هستند و موجب کنش جمعی هدفمند می‌شوند، بهترین تاثیر از طریق همین کانون‌ها می‌تواند گذاشته شود. البته تیم‌های لر (مخصوصا گهر دورود و شهرداری یاسوج در لیگ 1، کوثر لرستان در لیگ 2 که از استان‌های خالص لر هستند گرچه بیشتر بازیکنان دو تیم لرستانی غیر بومی‌اند) ظاهرا کانون‌های فعالی ندارند، ما می‌توانیم تشکیل دهیم و یا در تشکیل آن مشارکت کنیم و یا حداقل تماسمان را با لیدرها و تماشاگران فعال زیادتر کنیم.

 

رسانه‌ها (مخصوصا سایت‌های اینترنتی، نشریه لرستان‌ورزشی و دیگر نشریات محلی) بایستی در کنترل این فرایند فعال باشند. لرستان ورزشی که در طول یک سال فعالیت خود نشان داده مشی فرهنگی هم دارد می‌تواند با انتشار شعارها، اخبار و .. لیدری برای این حرکت باشد، ارتباط فعالان لر با فوتبال از طریق این نشریه هم ممکن است.

http://loor.ir/News.asp?nid=3117&ln=fa

Advertisements

یک فکر برای “فوتبال؛ بهانه همبستگی قومی و رسانه مطالبات بومی”

  1. آقای خدای لطفا یک مصابحه با آريالا مهدی لیدر گهر دورود انجام دهید وبه بگویو که یک شعر لری انتخاب کند برای تشویق

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.