نوک تيز پيکان استهزاي پارسي به سمت قوم لر

بيست و هشت سال از خدا عمر گرفته ام. به ياد ندارم تا 10 سال پيش از اين کسي لطيفه یا جکي در رابطه با لُرها برايم گفته باشد. اما از 10 سال پيش به اين سو، لطيفه هاي عاري از نکته ي ترکي جايشان را به لطيفه هاي لُـري داده اند. با قطعيت مي گويم که امسال لطيفه هاي لري بيشتري از ترکي برايم بازگو کرده اند… در ميان ما کساني که بيشتر به حکومت وابسته هستند تمايل دارند اين موضوع را به توطئه هاي غرب خصوصا اسرائیل نسبت دهند. 

————————————————————————
از کجا شروع شد؟
در آغاز اينطور بود که حرف حق را و گه گاه نکته هاي باريکي را که در تودرتوي زندگي مي يافتيم، در جمله هايي نظير «يک روز ملانصرالدين …» جاي مي داديم. بعدتر، رنگ سبز «يک روز ملانصرالدين ها …» به رنگ تاريک و تفرقه انگيز «يک روز يک تُرک …» تغيير کرد. چرا؟ نمي دانم، شايد اين روشي براي تسکين دردهاي بي اندازه يک قوم بوده است. قومي که زير طوق بندگي شاهان تُرک قاجار به فضاحتي دچار شد که امروز در غرقابه هاي آن دست و پا مي زند. اين نوعي مبارزه بود اما از کجا اين روش مبارزه تبديل به بازيچه اي براي تمسخر تبديل شد بي پاسخ باقي مانده است.
بعضي عنوان مي کنند که «يک روز يک ترک …» از آنجا شروع ميشود که فرمانروايي ترک ها به اين سرزمين شوربخت بيش از هزارسال زمان برده است. اما بي شک در پس اين جمله حقيقت ديگري پنهان است. کساني که اين موضوع را عنوان مي کنند تلاش مي کنند در حقيقت امر انحراف بوجود آورند. در اينکه ترک هاي قاجاري بي بهاترين فرمانروايان نه تنها ايران بلکه تمام اعصار جهانند شکي نيست. گمان نمي کنم کسي باشد که قادر به دفاع از فرمانرواياني آنچنان باشد. در ادبيات جمهوري هايي که ماوراي قلمرو ارمنستان قرار دارند، ايرانيان همچون مغولان شهره هستند. وحشياني که بايد در برابرشان ايستاد. و اينهمه به لطف فرمانروايي شاهان خونخواري چون آغامحمدخان است. اما آيا اين موضوع در رابطه با ديگر فرمانروايان تُرک نيز صادق است؟!
آيا فرمانروايان سلجوقي، صفوي و نادرشاه نيز مورد بي مهري ديگر اقوام ايران قرار گرفته اند؟! آيا پادشاهان صفوي همان هايي نيستند که از نظر مردم ايران فره ايزدي داشته اند؟! آيا نادر بواسطه شجاعتش در ايران زبانزد نيست؟!
آنهايي که ماجراي پرابهام و پرسوال «يک روز يک ترک …» را به مدت فرمانروايي ترک ها نسبت مي دهند بي گمان در پي اينند که بگويند فارس ها تحمل فرمانروايي ديگر اقوام را ندارند. اما حقيقت اينست که پارس ها اگر شاهنشاهي بزرگ را در اين سرزمين دوست داشته باشند، نامش را بر روي بَندرهايشان مي گذارند تا پيوند محبتشان جاويدان بماند. واقعيت اينست که تُرک هاي قاجار که هم ريشه ي تَرک هاي آذربايجان نيز نيستند، منشاء اصلي تمام مشکلات امروز اين سرزمين نگون بختند. تمام هراس تاريخي ايرانيان از اين بود که خاکشان بدست تورانيان فتح گردد. در اين انديشه ام که آيا قاجاريه همان تورانيان نبودند؟!
چگونه پاي عشيره لُر به ماجرا باز شد؟!
بيست و هشت سال از خدا عمر گرفته ام. به ياد ندارم تا 10 سال پيش از اين کسي لطيفه/جوک/جکي در رابطه با لُرها برايم گفته باشد. اما از 10 سال پيش به اين سو، لطيفه هاي عاري از نکته ي ترکي جايشان را به لطيفه هاي لُـري داده اند. با قطعيت مي گويم که امسال لطيفه هاي لري بيشتري از ترکي برايم بازگو کرده اند.
با توجه به تحرکات تفرقه انگيز عده ای از تبريزي ها در آذربايجان، بقيه ي ايرانيان (خصوصا پارس ها) تلاش کردند که موضوع لطيفه ها را – که يکي از مهمترين اعتراضات ترک ها در آذربايجان بود – عادي جلوه دهند. چگونه؟ به اين ترتيب که با روشي کاملا مضحک سعي کردند لطيفه هايي درباره اصفهاني ها، يزدي ها، مشهدي ها، قزويني ها و رشتي ها بوجود بياورند. و جالب است که هنوز پاي کُردها و بلوچ ها به ميان نيامده است. اما اين ترفند هيچ نتيجه اي نداد؛ و سوال اينجاست که آيا ترفند قبلي با ترفند جديد (جايگزيني لُرها با ترک ها) جايگزين شده است؟! اگر اينچنين است آيا چه نتيجه اي در پي خواهد داشت؟
در ميان ما کساني که بيشتر به حکومت وابسته هستند تمايل دارند اين موضوع را به توطئه هاي غرب نسبت دهند. اگر به آنچه مي گويند گوش فرا دهيد نام اسرائيل را بيش از هر کشور ديگري در رابطه با اقدامات تجزيه طلبانه مي شنويد. اين دسته مي گويند توطئه تجزيه آذربايجان زير سر اسرائيلي هاست و اکنون که توانسته اند بسياري از نقشه هايشان را در آن خطه به اتمام برسانند، به فاز بعدي عمليات خود در رابطه با تجزيه ي ايران قدم برداشته اند که جدايي و استقلال لرستان از ايران است. اينکه اين موضوع تا چه اندازه مي تواند درست باشد، غيرقابل سنجش است. اما به هر حال ما با واقعيت جايگزيني ترک ها با لرها روبرو هستيم. چگونه بايد با اين موضوع مقابله کرد سوال مهمي است که کسي به آن (حتي) نمي انديشد.
 

———————————————————————–
توضیح لرنا
: منبع ذکر شده در کنار مطلب خوب که نوشته است نقشه جعلی و پر از اشتباهی از اقوام ایران را در همان صفحه درج نموده است. مثلا در این نقشه بختیاریها در استان خوزستان و چهارمحال و یختیاری و لرهای استان کهگیلویه و بویراحمد و شهرستان نورآباد ممسنی و سپیدان در استان فارس و بخشی از استان بوشهر و تمام جنوب استان همدان (ملایر، نهاوند و تویسرکان) که همگی لر هستند از نقشه قوم لر حذف شده اند. حتی بخشی از استان لرستان مثل الیگودرز و دورود و بروجرد هم از قوم لر حذف شده اند و قوم لر را به بخشی از استان لرستان و ایلام محدود شده است! از این دوست خواسته ایم که نقشه را اصلاح کند هرچند اطلاع داریم اخیرا با نقشه های قلابی عده ای قصد دارند قوم لر را از روی نقشه حذف یا محدود نمایند

Advertisements

4 دیدگاه برای «نوک تيز پيکان استهزاي پارسي به سمت قوم لر»

  1. پاسخ سایت سترون
    سلام به لرنا
    دوست عزیز هم میهن در رابطه با نقشه باید بگویم که این نقشه انتزاعی است و من تصمیم نداشته ام که قوم لر را از نقشه حذف کنم. برای همین منظور و برای اثبات نیت خیرم نقشه ای را که در یادداشت قرار دارد حذف می کنم. ضمنا از شما خواهشمندم این را در نظر بگیرید که حذف مناطق لرنشین در بعضی از نقشه ها حرکتی از پیش برنامه ریزی شده است. و از دقت نظر و گوشزد شما بابت این موضوع واقعا سپاسگذارم.

    پاسخ لرنا به سایت محترم سترون
    از شما صمیمانه سپاسگذاریم. صداقت و شجاعت شما قابل تحسین است. امیدوارم به لطف خدا و با همت ما و شما و همه کسانی که صادقانه در جهت حفظ و ارتقای فرهنگهای بومی و حقوق اقوام تلاش می کنند، موفق باشیم. بار دیگر از اینکه نقشه جعلی را از وبلاگتان حذف نمودید تشکر می کنیم

  2. ممنون از مطلب خوبتون .
    من معتقدم اگه ما در هر جایی به لر یا لک بودن خودمون افتخار کنیم این جک هایی رو که این افراد کودن به ما نسبت میدن به تدیج بی اثر میشه. یه چیز دیگه ما خودمون باید قبل از همه شروع کنیم و از فرستادن جک های منتسب به لر و … برای همدیگه پرهیز کنیم و از اونایی که میفرستن بخواهیم که این کار رو بیخیال شن.

  3. باسلام استادخدایی مطلب خیلی خوبی بودامامن مطمینم قصدجک سازان تجزیه ایران نیست وانهااسراییلی هم نیستندقصدانهاگرفتن هویت قوم لروانحلال ان درهویت فارسیست والبته تاحدودزیادی هم موفق شده اندچراکه ازطریق استهزای قومی فرزندان مارااززبان ولباس وقوم خودمتنفرکرده اندودرخیابانهای خرمابادلرنشین لری گفتن نشان عقب ماندگی است.البته من ریشه اکثرمشکلات راخودمان میدانم.ماکه همه چیزمان رابه حراج خوددادگی گذاشته ایم.اگرماهم مثل ترکهابه جکسازان واکنش نشان دهیم اگرماهم اب ونفتمان راوجنگلهاوبلوط وزاگرسمان رابی مطالبه ندهیم حتما»جکسازان خواهنددانست باکه طرفند…اما…پای مالنگست ومنزل بس بعید…دست ماکوته وخرمابرنخیل

  4. سلم بر تمام مردم با عزت لر
    اين حقير كه خاك پاي همه ي شما لرها هستم در تهران به دنيا آمده ام و بزرگ شده ام اما از آنجا كه اصالتاً لر هستم هميشه خودم را لر معرفي مي كنم و هميشه سعي مي كنم با همشهري هاي خودم لري صحبت كنم شايد لحجه ي من مثل شما كه در آنجا هستيد نباشه اما به هر حال افتخار مي كنم كه لري دارم حرف مي زنم . من فكر مي كنم اگر ما تلاش كنيم و لري حرف زدن و از آن مهمتر لري ياد دادن را تمرين كنيم و وقتي يك نفر مثل من كه اصالتاً لر هست اما نمي تواند به لحجه ي شيرين شما چه لري و چه لكي حرف بزند به جاي آنكه او را مسخره كنيم به او درست حرف زدن را ياد بديم همه چيز درست مي شود . البته فقط اين نيست بلكه بايد از قديمي هاي خودمان هم تمام نكته ها را مو به مو بگيريم و ترويج دهيم .من كاملاً با آقاي ميرهاشمي موافقم چرا كه كوتاهي و تنبلي از ما ست پس دودش در چشم خودمان خواهد رفت .

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.