زیر تنگ سیاب ، یاقوت لرستان

حشمت اله آزادبخت: تصمیم گرفتیم برای تهیه ی گزارشی به زیرتنگ – قطعه ی سبز انارستان ها – برویم که تقریبن ۵۰کیلو متر آن سوتر از محرومیت کوهدشت قرار گرفته است.سوار بر پیچ باریک گردنه ی “سَر آسِن”جاده را پایین می رویم و بعد از گذشتن از جاده ای باریک و پر دست انداز،گراب را نیز پشت سر می گذاریم تا پس از چند کیلو متر به تنگه ای برسیم که باید آن را دروازه ی انارستان لرستان نامید و اگر مسئولان همت کنند بد نیست با ساختن دروازه ای ساده ونصب تندیس چند انار بر بالای آن این منطقه را رسمیتی به حق ببخشند.    

از روزن تنگه بیرون میرویم و بر بالای بلندی ابتدای منطقه ی زیر تنگ قد راست میکنیم و چشم ها را می چرخانیم تا رود خانه ی زلالی را به تماشا بایستیم که کمی پایین تر ،از دهان دره ای بیرون آمده است تا خود را به پای هزاران هزار درخت انار زیرتنگ برساند.درختان اناری که چنان یک دریا ، بی کرانه اند ونگاه نمی تواند خود را به انتهایشان برساند .گروه دونفره ی گزارشگر،یعنی حجت علی پور ومن کنار اولین باغ مکثی می کنیم و حیفمان می آید چشم دوربین را به شاخه هایی زوم نکنیم که از سنگینی انار، پشت خم کرده اند.انارهایی که نظیرشان در کمتر جایی از انارستان های کشورمان دیده می شود.اماپشت این همه یاقوت سرخ،دست های پینه بسته و پشت های خمیده ی باغ بانانی حس می شود که با آب یاری سنتی درخت به درخت را مثال کودکی تشنه سیراب می کنند وکمترین توجهی به سمتشان دوخته نشده است. با تعارف باغ بان پیر، اناری را بی صبرانه می شکنم و نا خودآ گاه به یاد لورکا می افتم: اناراما خون است /خون قدسی ملکوت…

اما این جا سرخی این انار، با وجودی که هنوزنرسیده است،خون رسیده ی رگ های باغ بان پیری را نشان می دهد که پای هر درخت هزاران بیل خاطره در چشم هایش جاری ست…

از تو در توی جاده ای که میان این همه انارستان محصور مانده است عبور می کنیم…مهمان یکی از اهالی می شویم. بعد از چند دقیقه گفت و گو، انگشت همسایه ای در میزند و دو کاسه نظری به خانه وارد می شود…قبلن از این غذا که از گندم و نخود،پخته شده است،خورده ام اما فلسفه و نام آن را نمی دانستم. صاحب خانه در حالی که دستش را به نشانه ی تعارف دراز کرده است می گوید: نام این نذری“شاه ماران” است. هرسالی که در این منطقه مار ،زیاد دیده می شود،اهالی با درست کردن این غذا و تقسیم آن بین همسایه ها از شاه ماران می خواهند به مارها دستور دهد کسی را نیش نزنند…

با خود فکر می کنم در بعضی مناطق ما آدابی وجود دارد که بی شباهت به آداب ایرانیان قدیم پیش از اسلام نیست…

باغستان های زیرتنگ را پشت سر می گذاریم. گفت و گو ها حاکی از آن بود که قرار است چند روز آینده جشنواره ی ملی انار در این منطقه برگزار شود که اگرتنها رفع مسئولیت و تهیه ی گزارش کاری نباشد،می شود امیدوار بود که مسئولان برای این منطقه برنامه هایی تدارک دیده اند که در این صورت می توان در آینده زیر تنگ را نه تنها قطب انار ایران نامید بلکه زمینه را برای ورود گردش گران به آن را نیز آماده کرد…

Advertisements