با انتشار پیامک‌های هدفدار تیشه به ریشه‌ فرهنگ اصیل‌مان نزنیم

 هفته نلمه سیمره؛ ک- بدرآبادی: حتماً شما هم متوجه شده‌اید که این روزها موج عظیم و مشکوکی از پیامک‌هایی که بر ضد فرهنگ اصیل لرستان ساخته و پرداخته شده‌اند، گوشی به گوشی ارسال می‌گردند و با تأسف باید اقرار کرد که در بیش‌تر موارد ناخواسته این خود لرستانی‌ها هستند که صرفاً برای شوخی این پیامک‌های هدفدار را منتشر می‌کنند و این در حالی است که خود نیز به عواقب به شدت منفی آن برای فرهنگ لرستان آگاهی ندارند؛ که اگر داشتند هرگز تن به آن نمی‌دادند.    

 کار چه کسانی است؟

شاید به استثنای انتخابات سال گذشته‌ی رئیس جمهوری و فضای خاصی که وجود داشت و نقش تأثیرگذاری که تلفن همراه و به‌خصوص سرویس پیامک آن به عنوان یک رسانه ایفا نمود بیش‌ترین محتوایی که می‌توان برای پیامک‌های رد و بدل شده بین ایرانیان در نظر گرفت، طنز و شوخی در ابعاد مختلف اجتماعی سیاسی، و فرهنگی است. مدت کوتاهی بعد از راه‌اندازی سیستم تلفن همراه و باب شدن ارسال پیامک، خود لرستانی‌ها موج دامنه‌دار شوخی‌ای را در چارچوب فرهنگ و زبان خودشان راه انداختند که در نوع خودش جالب توجه بود و شاخصه‌هایی هم داشت که شاید نظیرش در هیچ جای دیگر کشور دیده نشد. این شوخی ابتکاری بیش‌ترین تمرکزش بر روی تفسیر و توضیح آمیخته با طنز واژه‌های اصیل لُری بود که در واقع می‌توان آن را یک شوخی درون استانی قلمداد نمود چون به هیچ عنوان در خارج از استان و برای غیر لرستانی‌ها نه جذابیت داشت و نه قابل فهم بود. شاید همین نکته در کنار خلاقیت جالبی که در ساخت این پیامک‌ها وجود داشت و هم‌چنین زنده شدن اصطلاحات اصیلی که تا پیش از این بیم فراموشی‌شان می‌رفت، باعث گردید جدا از برخی موارد خاص که می‌توان آن را نوعی شیطنت در به کارگیری الفاظ زشت و رکیک قلمداد نمود، هیچ کس با نگاه منفی به این جریان نگاه نکند و حتا در مواردی آن را مفید و سازنده هم به حساب آورند. با توجه به آن‌چه بیان شد هیچ کس در برخورد با آن احساس خطر نکرد که منجر به اعلام هشدار و گوشزد نمودن اهالی فکر و اندیشه شود. حتی در مواردی سراغ دارم که پژوهش‌گرانی بومی با ثبت این پیامک‌ها در آن پی بودند که آن‌ها را در قالب یک پدیده‌ی اجتماعی-فرهنگی به ثبت برسانند و کارهایی هم به انجام رسید که البته نگارنده اطلاع ندارم به کجا انجامید.

آن‌چه بعد از این رویداد و این اواخر شکل گرفته اما هیچ تناسبی با آن ندارد و با توجه به این‌که بر خلاف رویداد قبلی دارای دایره‌ی گسترده‌ی انتشار سراسری-با توجه به استفاده از زبان فارسی در ساخت آنها- است و مبنای مفهومی آن نیز تخریب فرهنگ اصیل لرستان و لُرزبانان است، به حدی خطرناک است که به سادگی می‌توان دست‌های پشت پرده‌ی آن را نیز احساس کرد.

لرستان شاید تنها سرزمینی است که به گواه تاریخ، پیوسته دارای سکنه بوده و همواره از گزند تهاجمات و لشکرکشی‌ها و عواقب آن که آمیختگی‌های نژادی فقط یک مورد از آن است، مصون مانده و اصالت خودش را حفظ نموده است. قصد نداریم بگوییم حفظ این اصالت دلیلی بر تاختن دیگران بر فرهنگ‌مان است-هر چند دور از ذهن هم نمی‌تواند باشد- اما به هر حال این جریان خزنده از یک آبشخوری سرچشمه می‌گیرد و به هر حال اهدافی را دنبال می‌کند که اهالی فکر و اندیشه و هم‌چنین جامعه‌شناسان بومی باید نسبت به بررسی و ردیابی آن اقدام کنند.

 

چه باید کرد؟

آن‌چه شاید نگارنده‌ی این سطور را واداشت تا دست به قلم برده و این مطلب را بنویسد در وهله‌ی اول هشدار به همه‌ی دل‌سوزان فرهنگ اصیل لرستان در پی بردن به ابعاد مختلف و مخرب این جریان مشکوک و ارایه‌ی راهکارهایی برای مقابله با شیوع بیش‌تر آن است و بی‌شک هر کدام از ما لرستانی‌ها در این زمینه کاری از دست‌مان برمی‌آید که کم‌ترین‌اش عدم انتشار این پیامک‌ها در صورت دریافت است. برای پی بردن به اهمیت این کار ساده کافی است به شیوه‌ی زیرمجموعه‌سازی شرکت‌های هرمی در جذب افراد مختلف بیندیشیم و البته از یاد نبریم که در این کار نه تنها سرمایه‌ای در کار نیست که نگرانش باشیم بلکه هزینه‌ی زیادی هم به غیر از «فوروارد» کردن پیام مورد نظر قرار نیست متحمل شویم و همه‌ی این موارد در صورت ناآگاهی ما به انتشار گسترده‌ی این پدیده‌ی ضد فرهنگی منجر می‌شود و ناخواسته ما سربازان پیش‌رو و پیش‌قراولان جریانی خواهیم بود که علیه خودمان شکل گرفته و می‌خواهد به اصالت و فرهنگ غنی‌مان آسیب جدی وارد کند.

 

بعد از بلوتوث حالا نوبت پیامک است!

به یاد می‌آورم که دو سال پیش در هفته‌نامه‌ی «آفتاب لرستان» مطلبی مشابه نوشتم تحت عنوان: «بلوتوث؛ رسانه‌ای که با آن تیشه به ریشه‌ی خودمان می‌زنیم» که البته در مورد جریانی مشابه به طبع رسید که شاید تنها تفاوت‌اش با جریان اخیر در نوع استفاده از امکانی دیگر از سرویس تلفن همراه بود. متأسفانه موارد متعددی از نقص‌ها و مشکلات و کاستی‌ها و اتفاقات نادری که ممکن است سال‌ها روی دادن یکی از آن‌ها به طول بینجامد و در لرستان ما نسبت به سایر استان‌ها میزان رخ دادنش به مراتب بسیار پایین‌تر و اصلاً غیر قابل مقایسه است، توسط گوشی‌های همراه و به وسیله‌ی بلوتوث منتشر شد که به شدت برای لرستان و لرستانی‌ها هزینه‌زا و سوءتفاهم آفرین بود. به این موارد هیچ اشاره‌ای نمی‌کنم که حتا اشاره به آن‌ها را نیز مضر می‌دانم چون ممکن است کسانی ندیده باشند و این قلم نیز ناخواسته راه همان ناآگاهان را در پیش بگیرد و همان کارکرد مخرب را داشته باشد.

 

هر لرستانی یک سفیر فرهنگی!

اگر تا دیروز لرستان را به واسطه‌ی محصور بودن در میان رشته‌کوه‌های به هم پیوسته در انزوایی اجباری می‌پنداشتند، امروزه به لطف امکانات رسانه‌ای و ارتباطی مختلفی که در اختیار قشرهای مختلف جامعه است، این حصارهای بلند از میان برداشته شده‌اند و امکان ارتباط با هر جای جهان برای لرستانی‌ها نیز فراهم است. البته این سکه دو روی دارد و در مقابل، کاروان مردمان و فرهنگ‌های دیگری نیز به سوی مرزهای-حالا دیگر فتح شده و نامریی ما- هجوم می‌آورند که خودبه‌خود می‌تواند در کنار تأثیرات مثبتی که دارد، عاری از تأثیرات منفی و نامطلوب هم نباشد.

شاید کم‌ترین وظیفه‌ای که هر لرستانی می‌تواند برای معرفی استعدادها، جذابیت‌ها و اعتلای لرستان و لرستانی بر عهده بگیرد این باشد که خود را در هر موقعیت و شرایطی که هست، قبل از هر چیز یک سفیر فرهنگی برای استان زادگاهش بداند و به ارزش والای کاری که بر عهده گرفته آگاه باشد. ناگفته پیداست که باید برای ما اصل، این باشد که قبل از هر چیز خودمان مُبَلِغان و معرفی کنندگان فرهنگ ریشه‌دارمان باشیم که البته با توجه به زیستن و بالیدن در دامان آن، حق طبیعی‌مان نیز هست. در غیر این صورت با اهمال ما ممکن است با توجه به عدم شناختی که در نزد دیگران نسبت به لرستان وجود دارد، بستر آسیب‌های جدی‌ای برای آن فراهم شود که سال‌ها هزینه کردن و کار فرهنگی نیز قادر به زدودن ابعاد منفی و ویرانگر آن نباشد.

 

پیشنهاد و راهکار

در اولین قدم باید جامعه را نسبت به جریانات این‌چنینی و عواقب و عوارض سوء آن آگاه نمود تا این آگاهی عمومی راه‌گشا باشد. بر این اساس هیچ کس از مسؤولیت فارغ نیست و نباید شانه خالی کند. همه می‌توانند مؤثر و مفید باشند و رسیدن به این تفکر یعنی مهار این جریان و هر جریان مشابه دیگری. علاوه بر آگاهی و فعالیت‌های فردی، نهادهای مختلف نیز باید وارد میدان شوند و هر کدام از آن‌ها با توجه به مسؤولیت‌ها و حیطه‌ی اختیاراتی که دارد اقدام کند. به عنوان مثال شاید «سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان» بتواند با برپایی جشنواره‌ی انتخاب بهترین کلیپ و عکس از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی فراوان لرستان، گام بسیار ارزشمندی در زمینه‌ی پاسداشت فرهنگی بردارد.

با توجه به وجود شاعران و نویسندگان لایق و توانمند بومی، چرا تاکنون نهادها و سازمان‌هایی که پرداختن به فرهنگ و فعالیت در زمینه‌ی آن از وظایف تعریف شده‌شان است نسبت به گردآوری دوبیتی‌ها و رباعی‌های زیبایی که در وصف سرزمین لرستان و فرهنگ لرستانی‌ها سروده شده‌اند اقدام ننموده است. چه اتفاقی می‌افتد اگر در این راستا «مخابرات استان» با گردآوری آن‌ها زمینه‌ای فراهم کند تا به صورت خودکار این اشعار زیبا به چرخه‌ی پیامک بیفتند؟!

در زمینه‌ی فردی نیز همان‌طور که اشاره شد اولین وظیفه‌ای که بر عهده داریم این است که سرباز شبیخون فرهنگی دشمنان اصالت فرهنگ‌مان نباشیم و مسیرهای انتشار این جریان مخرب را مسدود کنیم. در مرحله‌ی دوم نیز می‌توانیم با ارسال پاسخ‌های مناسب نسبت به آگاه کردن شخص ارسال کننده تلاش کنیم. نگارنده در قبال دریافت پیامک‌های این‌چنینی متن‌های کوتاهی آماده کرده‌ام که ارسال می‌کنم: «دوست عزیز به هوش باش! این شوخی به ظاهر ساده، به صورت هدفدار فرهنگ غنی و اصیل لرستان را نشانه گرفته!» یا: «دوست عزیز! با غفلت، عمله‌ی شبیخون شکل‌گرفته علیه فرهنگ لرستان نباشیم!» و: «آگاه باشید که فرهنگ اصیل لرستان از این شوخی‌های هدفدار آسیب می‌بیند!»

مسلماً عزیزانی هستند که پاسخ‌های به مراتب زیباتر و با مسماتری را نسبت به پاسخ‌های بنده می‌توانند ارایه دهند که پیشنهاد می‌کنیم بیش از این دست روی دست نگذارند و دست به قلم شوند.   

Advertisements

6 دیدگاه برای «با انتشار پیامک‌های هدفدار تیشه به ریشه‌ فرهنگ اصیل‌مان نزنیم»

  1. تا زماني كه مسؤلين بي لياقت مخصوصانماينئگان و … بر سر كار هستند و هيچگونه اعتراضي به صدا و سيما براي پخش فيلم هايي كه در آن فيلم ها لرها فقط كارگر ساختماني هستند مانند افغاني ها ديگر از مردم عادي چه انتظاري است

  2. به قول سینه سوخته لرستان واقعا همینه وقتی که تو فیلمامون اینجور از مردم عادی چه انتظاری باید داشته باشیم لرها پیشینه این مملکتند آثار هنری ،رشادت ها در مقابل مغل هاوآثار باستانی نمونه مثل غارهای باستانی وآثار مفرغی که در دنیا شبیه ندارد و حتی طبیعت زیبا وبکر خودمان باید کاری بکنیم هر جا میریم متلک میگن لرهااین جورولرهااون جور کسایی که حتی نمی دونند که اصل ونصبشان از کجاست راه به راه توهین میکنند.باید هرچه زود تر یک فکری شود .واقعا من در مقابل اراجیف ملت کم می آوری .یعنی زمانی میرسد که آنقدر فرهنگ مملکت بالا برود که به خودشان اجازه ندهند چنین رفتار زننده ای بکنند.چ
    با امید بافرهنگ شدن مردم ایران.

  3. لرنا: با پوزش نظر شما به فینگلیش بود و ما نتوانستیم بخوانیم، لذا حذف کردیم
    چرا فارسی نمی نویسید

  4. من معتقدم که این مسئله ریشه بسیار عمیق دارد و نباید از کسی گله کرد. اینقدر در حق مردم لرستان ظلم شده و اینقدر این قوم رو منزوی کردن و اینقدر مورد بی مهری واقع شده که یکی از محروم ترین استانهای کشور است. محرومیت و فقر موجب عدم پیشرفت در تمامی مسایل اقتصادی، فرهنگی و … می شود.بدیهی است ملت و یا قومی گه گرفتار فقر باشد این فقر تمامی جوانب را در بر میگیرد فقر اقتصادی فقر فرهنگی رو هم در پی دارد.ما نباید انتظار داشته باشیم که به لرستان و لرها به چشم انسانهای پیشرفته و جلو دار علم و دانش نگاه کنند واقعییت این است که مردم لرستان از نظر فرهنگی و علمی در سطح پایینی هستن.اکثر مردم لرستان زندگیی در سطح مردم روستا دارن و حتی شهرنشینی هم موجب تغییر در رفتار و افکار آنها نشده است.درست است که لرستان دارای سابقه سکونت طولانی بوده ولی از این سابقه طولانی استفاده ای نبرده است. همیشه در طول تاریخ مورد بی مهری حاکمان بوده است و من معتقدم که مقصر اصلی خود مردم لرستان هستن.ما مردمی هستیم که هنوز حق خود را نمیشناسیم و دارای نمایندگانی نالایق و حاکمانی بی تدبیر بوده ایم، حتی در انتخاباتمان هم عقلمان را بکار نمی اندازیم و هر کس طایفه بیشتری دارد رای میاورد و همیشه نالایق ترین را انتخاب می کنیم.نباید از دیگران گله کرد ، باید سطح فکری و فرهنگی خودمان را طوری بالا ببریم که اصلا اینجور جوک هابه ما نچسبد.مثلا اگر به ما بگویند که یکی از نمایندگان مجلس سنای امریکا روی صندلیش یادگاری نوشت ما اصلا باورمان نمی شود چون سطح فرهنگی آنها به حدی هست که اگر واقعا آن شخص اینجور کاری رو هم انجام داده باشد باور کردنش بسیار سخته ولی اگر بگویم نماینده فلان شهر لرستان در مجلس روی میزش یادگاری نوشت همه باور می کنن و حتی خیلی ها ممکنه جهت اثبات آن قسم هم یاد کنن.چرا وضع اینطور است؟آیا غیر از این است که ما واقعا مشکل داریم. واقیتتها رو باید قبول کرد و در پی رفع مشکلات اقدامات اساسی انجام داد نباید خودمونو سر کار بذاریم سالهاست که با گفتن مردم دلیر و قهرمان ما رو گول زدند و ما هم بحق مردمان عوامی هستیم.

  5. به نظر من بنده تو جامعه ای بزرگ شدم(لرستان)که روحیه انتقادی نداره. وقتی خودمون به خودمون میگیم»لر» واز ان معنای دیگری داریم احساس میکنم که لر از بقیه کمتره!پس مشکل اصلی از خودمونه.من ساده حاضرم بیام اصفهان کارگری کنم ولی نمونم کنار پدرم سر زمین حاصلخیز کشاورزی کار کنم وبعد یه اصفهانی میاد و زمین ما رو میخره و سود میبره بدون اینکه برا یه بار به خودم بگم چرااااااااااااا!

  6. وقتی همکلاسی لر من دردانشگاه با تمام ژست حواسش به درس و فرهنگ نیست وهمیشه دوراز موضوع حرف میزنه ،انتظارداری بقیه دانشجوها وبقیه مردم به لرها نگن توباغ نیست!

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.