تصویری از بروجرد در حافظه تاریخ ، عکس برگزیده نشریات بین المللی

در بحبوحهٔ جنگ ایران و عراق، پس از عملیات کربلای ۵ … حدود ساعت ۱۳ روز ۲۰ دی ۱۳۶۵، هواپیماهای عراقی دو مدرسه را در بروجرد بمباران کردند… درست هنگامی رخ داد که دانش‌آموزان نوبت بعدازظهر این دو مدرسه سر صف ایستاده بودند… این عکس در بسیاری از نشریات بین المللی چاپ شد- عکس در ادامه همین مطلب    

در بحبوحهٔ جنگ ایران و عراق و پس از عملیات کربلای ۵ ایران، ارتش عراق به بمباران چندین مدرسه در غرب ایران پرداخت. در حدود ساعت ۱۳ روز ۲۰ دی ۱۳۶۵، هواپیماهای عراقی دو مدرسه را در بروجرد (در استان لرستان) بمباران کردند. بمباران درست در هنگامی رخ داد که دانش‌آموزان نوبت بعدازظهر این دو مدرسه در سر صف‌هایشان ایستاده بودند. تعداد کشته‌شدگان این دو مدرسه، در مجموع ۶۰ تن بود. این دو مدرسه پسرانه، یکی دبستان شهید فیاض‌بخش و دیگری مدرسهٔ راهنمایی امام حسن مجتبی (ع) بودند که در مجاورت یکدیگر قرار داشتند و در منطقه‌ٔ محروم ابراهیم‌آباد در شمال بروجرد واقع بودند (ویکی پدیای فارسی).

اجساد کودکان کشته شده برای شناسایی گردآوری و در محل سالن سرپوشیده طالقانی این شهر به معرض نمایش گذاشته شد. این عکس در بسیاری از نشریات بین المللی چاپ شد و یکی از عکس های برگزیده سال شد. نوزده سال از آن حادثه تلخ می گذرد. روحشان شاد! 

منبع: وبلاگ سرزمین پهله http://pahla.wordpress.com/
همچنین: ویکی پدیا

Advertisements

12 دیدگاه برای «تصویری از بروجرد در حافظه تاریخ ، عکس برگزیده نشریات بین المللی»

  1. ناراحت کننده ترين تصويري بود که تاحالا ديده بودم روحشان شاد.

  2. واقعا متاثر شدم و این فکر به سرم آمد که هرکدام از اینها می توانستند برطرف کننده بخشی از مشکلات جامعه باشند روحشان شاد راهشان پر رهرو

  3. لرستان مهد شیران نام فرزندانت بر تارک خیابانهاست ان را پاس خواهیم داشت
    سلام بر 6200 شهید به خون خفته لرستان!

  4. «فبآی قتلت»
    روحشان شاد – فکر میکنید مقصر و جواب دهنده خون این عزیزان کیه؟

  5. خداوند روحشان را شاد کند خیلی ناراحت شدم با تشکر از شما آقای خدای
    لعنت بر صدام لعنت

  6. خداوندروح این گلهای بخون اغشته درراه پایداری میهن عزیزراشادگرداند

  7. دقيقا اون روز رو يادمه
    خودم كلاس اول بودم وظهرسرصف توى محله قدغون
    صداى ضدهواهيها رويادمه
    واينكه به دستورناظم همه روى زمين درازكش شديم
    واينكه برادرم اومدبغلم كردومنو بردخونه
    الان فهميدم اون روز بوده كه مدرسه هاى مذكور رو زدن
    والان فهميدم كه توى بهشت شهدا مزاراون همه بچه مال همون روز هست
    كاش منم كناراونا بودم وكاش منم سندى ازجنايت صداميان ميشدم
    روحشون كه شاده
    كاشكى شرمنده شون نباشيم
    سلام بر على اصغر

  8. فكر كنم كلاس چهارم بودم قبل از صف كشيدن كه دوستم رفت بيسكويت بگيره كه ديگه نديدمش. تنها چيزي كه يادمه صداي يه زنگ عجيب تو گوشام بود.داداشم راهنمايي بود توي مدرسه كناري ولي اصلا به فكر اون نبودم چون كاملا گيج بودم .حتي يادمه راه خونه رو اشتباه رفتم ……..به هر حال مطمئنم خدا ظالم رو به سزاي كاراش ميرسونه ظلم باقي نميمونه

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.