هر که آمد در لرستان بار خود پیچید و رفت

هر که آمد در لرستان بار خود پیچید و رفت / بر لرستانی ساده دل زیر لب خندید و رفت / هر رئیسی که ز ثبت آمد روزی روی کار / از پی تضییع حق مالکین کوشید و رفت / با پلاک اصل و فرع و حیله های مختلف / گوشت وپوست یک یک الوار را بلعید ورفت / با تحیر شو دمی خیره به عمال طرق / هر رئیس و هر مباشر پولها دزدید ورفت / این مظالم جمله انجام وظیفه نام داشت / هرکس آمد چون کَنِه بر پای لر چسبید ورفت / احمد آقا آن امیر مقتدر در بدو امر / مدتی با مردم غیور لر جنگید و رفت / با خزائن و غنائم یا که دزدی از لرستان / چه مستغلاتی که درتهران او ارثید ورفت

وبلاگ لرسو:
http://loresoon.blogfa.com/
شعر از:
اسداله امیرپور امرائی

هر که آمد در لرستان بار خود پیچید و رفت
بر لرستانی ساده دل زیر لب خندید و رفت
هر رئیسی که ز ثبت آمد روزی روی کار
از پی تضییع حق مالکین کوشید و رفت
با پلاک اصل و فرع و حیله های مختلف
گوشت وپوست یک یک الوار را بلعید ورفت
با تحیر شو دمی خیره به عمال طرق
هر رئیس و هر مباشر پولها دزدید ورفت
این مظالم جمله انجام وظیفه نام داشت
هرکس آمد چون کَنِه بر پای لر چسبید ورفت
احمد آقا آن امیر مقتدر در بدو امر
مدتی با مردم غیور لر جنگید و رفت
«با خزائن و غنائم یا که دزدی از لرستان
چه مستغلاتی که درتهران او ارثید ورفت
آن نشان ذوالفقارو هم سپهبد اولی را
هردو از سرکوب الوار احمدی قاپید ورفت»
روی کار آمد ز بعد وی خزاعی قصاب
باجنایت، کار آن فرمانده انجامید و رفت
هر کجا آزاده مرد شیرگیری داشتیم
دستهایش را بخون پاکش آلایید و رفت
نوبت فرماندهی زان پس به شاه بختی رسید
گوشت یابو زیر دندان،لقمه ها جوید و رفت
گیگو آن سرهنگ خون آشام آسوری نژاد
هستی اولاد سید مهدی ز بن چاپید و رفت
دیدی آخر شیر محمد با رحیم نیک نفس
حین خدمت چوبه های داررا بوسید ورفت
بین آنها نیز بودند کسانی مفت خور
هریک زین خوان یغما کاسه ها لیسید ورفت
یک دو روزی ….. شد راهش به مجلس باز
بی نوا از بی سوادی روی برتابید و رفت
ما هم اندر مجلس شورا وکیلی داشتیم
پنج دوره شد وکیل و کس ازو نشنید و رفت
مزرعه باشد جهان ، اولاد آدم چون علف
عاقبت بینی که اندک مدتی خشکید و رفت
با تشكر از وبلاگ ارزشمند لرسو كه اين مطلب را براي لرنا ارسال نمود
وبلاگ لرسو:
http://loresoon.blogfa.com/
با عرض سلام و ارادت شعر زیبای مذکور متعلق به آقای اسداله امیرپور امرائی ( متولد سال 1287 شمسی در کوهدشت ) فرزند نظر علی خان امیر اشرف یکی از بهترین شاعران و سخن سرایان لرستان عزیز است .وی از 16 سالگی به شعر و شاعری روی آورد و البته مورد تشویق پدر بزرگوارشان نیز قرار گرفت. امرائی به داشتن حافظه ای قوی مشهور بود و در زمینه طنز و هزل و هجو نیز متبحر و استاد بود . وی مشاعره و مکاتبات بسیاری با بزرگان ادب ایران ازجمله رهی معیری و شیخ محمد رضا آدینه وند نیز دارد و تا قبل از انکه دار فانی را وداع گوید (در سال 1365 شمسی) مدتها در اداره امار و ثبت احوال مشغول بکار بود. اینجانب جسارتا دو بیت ( در مورد امیراحمدی ازخزائن و غنائم تا قاپید و رفت ) را به اشعار زیبای ایشان افزوده ام که مناسب است این دوبیت باتوجه به عدم تقارن و تناسب وزنی آن داخل گیومه قرار گیرد.

Advertisements